تبليغاتX
بوعلي سينا AVICENNA
صفحه نخست ارتباط با ما آرشیو مطالب لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
شنبه شانزدهم مهر 1390

حکایت میکنند که روزی شیر سلطان جنگل به رعایا نظر انداخت که هر کدام در گوشه ای بفکری فرو رفته و سکوت مطلق بر جمعیت حکمفرما بود، سلطان از روی لطف و بزرگواری و برای شکستاندن سکوت یک فکاهی خیلی مزه داری به زیر دستان حکایت کرد که همه قریب بود از خنده گرده کفک شوند به استثناه خر که هیچ عکس العمل از خود نشان نداده و بی تفاوت و متحیر بسوی دیگران نگاه میکرد.

روزی بعد از مرور یکهفته خر چنان قهه قهه کنان میخندید و با سمهایش به سر و صورتش میکوفت که همه را به تعجب انداخته بود، شیر از وی جویای علت شد و خر در جواب گفت سلطان بزرگوار فکاهی تان واقعاً که خیلی جالب و خنده دار بود.

خوب حالا من نمیخواهم که خدای نا خواسته به زعیم بزرگوار و نابغه ملت افغان اهانت کرده و او را متهم به هفته فهمی کنم چون این اتهام بی پایه را هیچکسی قبول نخواهد کرد زیرا زرنگی و هوشمندی محترم کرزی به همگان معلوم است که از برکت همین زرنگی ها و استعداد خارق العاده در فریب مردم هميش درکارهايش موفق بوده و هرگاه که خواسته شير را به قير و قير را به شير تبديل کرده، کلاه احمد را به سر محمود مانده و ده سر تر کرده ويکی هم کل نکرده، آب و آتش را يکجا کرده دران نان مراد پخته و دود و خاکسترش را به چشم دشمنان زده.

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 23:22 |
دوشنبه چهارم مهر 1390

بهـــر دیار كه رفتم بهر چمن كه رسیدم
به آب دیده نوشتم كه یار جای تو خالی

شهید استاد برهان الدین ربانی بعد از برگشت از مصر در سال 1968 به حیت استاد در دانشگاه کابل می پیوندند، ومتوجه به کمبود یک حرکت بیدارگر ومسیرده اسلامی در حالتی میشوند که نظام حاکم را حلقات مشخص درجهت به انحراف کشانیدن اند. استاد شهید که با جمع از همفکران شان، امثال استاد غلام محمد نیازی، ایجاد یک نهضت بیدار گر اسلامی را یک ضرورت مبرم دانسته در سال 1971 سازمانی را تحت عنوان نهضت اسلامی تاسیس مینمایند  که این سازمان در مدت زمان بسیار کوتاه به یک جنبش افغانستان شمول تبدیل وبه نام جمعیت اسلامی افغانستان تسمیه میگردد. بعد از کودتای سیاه داود خان و تشویش نظام حاکم از نهضت اسلامی وبه زندان کشاندن اعضایی نهضت فضا برای بودن جناب استاد ربانی در کابل تنگ میشود وایشان راه هجرت را درپیش گرفته عازم پاکستان و ازانجا به کشور سعودی میروند.

باتجاوز اتحاد جماهیر شوری سابق در افغانستان جناب استاد از کشور سعودی به مرزهای کشورشان مراجعه نموده جمیعت اسلامی را به حیث یکی از فعالترین سازمان پیکارگر علیه تجاوز شوروی رهبری و وارد کارزار جهاد و مقاومت مینمایند. ایشان به مبارزات مسلحانه خویش تا سقوط حکومت داکتر نجیب الله در سال 1992 ادامه میدهند. با سقوط کابل توسط مجاهدین جمعیت اسلامی افغانستان تحت فرماندهی سپهسالار شهید احمد شاه مسعود، افغانستان وارد مرحله جدید میگردد و استاد شهید مسولیت ریاست جمهوری این کشور جنگ زده را پس از دوماه دوره انتقالی متقبل میگردند. آنجاست که دستان مغرض آی ایس آی پاکستان شخصیت آزادمنش استاد را نپذیرفته با دسایس وبهم انداختن مجاهدین زمینه ظهور گروه سیاه طینت طالبان را مساعد میسازد.

باتسلط گروه وحشی طالبان برکابل در سال 1996 وعقب نشینی دولت اسلامی افغانستان به شمال کشور استاد شهید اینبارکمر مبارزه علیه تجاوز سیاه طالبان را میبندند تا اینکه این گروه سفاک در اکتوبرسال 2001 مضمحل و ازصحنه سیاسی رانده میشود.

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 23:13 |