تبليغاتX
بوعلي سينا AVICENNA
صفحه نخست ارتباط با ما آرشیو مطالب لینك RSS
كاربر میهمان خوش آمدید
دوشنبه سی ام آبان 1390


سیستم ضد موشک اس ۳۰۰ یکی از بهترین سیستم های ضد موشک است در مقاله زیر به برسی این سیستم پر قدرت می پردازیم.

ALMAZ-S-300 چند کانالی می باشد که یک سیستم دفاع هوایی با توان کار بالا و در هر نوع شرایط آب وهوایی قابل عملیاتی می باشد . و توانایی حمله به هواپیما با مانور بالا و همانطور که گفته شد به موشکهای کروز و موشکهای بالستیک و هر هدفی که دارای سرعت بالا باشد می باشد این سیستم دارای ماکزمیم برد 200 کیلومتر می باشد که بردی بالغ بر 90 کیلومتر برای اهداف ایرودینامیکی و 40 کیلومتر برای موشکهای بالستیکی می باشد .

لانچر اس ۳۰۰



موشک S-300 متشکل از پست فرماندهی و نهایتا 6 قبضه موشک و پست فرماندهی آن شامل ایستگاه کنترل منطقه نبرد و یک رادار تحصیل هدف می باشد . یک واحد موشک شامل رادار آشکار ساز هدایتی هدف چند منظوره و نهایتا 12 تریلر لانچر که هر کدام از آنها 4 موشک آماده به آتش را نگهداری می کنند .
این سیستم ممکن است پست فرمانـدهی را به طـور اتـوماتـیک پارامـترهایی از قبیل سرعت ،
فاصله ،ارتفاع و جهت را مشخص کند . و دوست و دشمن را ارزیابی محیط جنگ و هدفهای را که باید مورد اصابت قرار گیرد در میان واحدها توزیع می کند .
در این سیستم موشکها به صورت عمودی پرتاب می شوند بنابراین هر هدفی را در هر جهتی که حمله ور شود درگیر می شود . این سیستم بردی نزدیک به 200 کیلومتر دارد و از 10 متر تاسقف هواپیماهای جنگی را پوشش آتش می دهد . توان عملیات خودمختار سیستم S-300 ممکن است از پست فرماندهی فرمانده هان رده بالایی را برای بکار گیری این سیستم تقا ضا کند.

رادار مخصوص اس ۳۰۰




S-300 زمان پرتاب موشک ، عملیات اتوماتیک بالا ، درصد آتش راکاهش می دهد . این سیستم می تواند به طور همزمان با 6 هدف که با فرستادن 2 موشک به هر هدف درگیر شود .
موشکهای S-300 روی کانتینرهای مخصوص رها ، حمل و نگهداری می شوند که اینها به مدت 10 سال هیچگونه سرویس یا تنظیم یا بازرسی ندارد . موشکی به هر جهتی از جایگاه ی روی کانتینرها تعبیه شده است پرتاب می شوند .
زمانی که سیستم در جنگل یا جای ناهموار بکار گرفته می شود آنتن آن ممکن است روی یک دکل مخصوص مستقر گردد . رادار ابتدا هدف توسط آنتن Serch و تحصیل و سپس آنرا رهگیری می کند و هدایت موشک را از کلاتر های سخت زمینی و از محیط Jaming با دقت بسیار بالایی بر عهده می گیرد . در عملیات همزمان S-300 هدفها را توسط رادار مراقبت آرایه فازی دریافت می کند.


 



این سیستم می تواند ارتفاعی بین حداقل 10 متر وحداکثر 27000 متر را پوشش دهد و از دیگر خصوصیات این سیستم عکس العمل سریع می باشد . این سیستم دارای آتش زیاد و همزمان شش هدف را مورد حمله قرار می دهد که برای هر هدف 2 موشک می فرستد اجزای اصلی آن سیستم رادار چند منظوره 30NoE می باشد که درناتو به نام ( SLAP LIP ) معروف است . بخشهای دیگر آن حمل و نقل توسط لودر لانچر ، تلفن می باشد و شامل چهار موشک عمود پرتاب درکانتینرپوشیده و لانچر و ایستگاه کنترل آتش رادار بر روی شاسی سوار هستند.قسمت
تهیه نیرو مربوط به آنها نیز در این شاسی جایگزین شده است .

یک رادار چند منظوره جهت یابی و هدایت موشک و برای مقابله با ECM های سنگین در این سیستم تعبیه شده است که می تواند به راحتی ECM رااز بین ببرد که با علائم رادیویی دیجیتالی ( DATA ) بالا می رود و در وضعیت 58 درجه کاری قرار می گیرد و موقع حاضر به راه پایین روی سقف شیلتر جمع می شود .
برای استفاده از این رادار در مناطق جنگی و مناطق ناهموار آن را روی دکلی سوار می کنند که توسط آن می توان رادار را برای پرتاب عمودی موشک تراز کرد .
بطور کلی هر آتشبار شامل رادار ، ماشین ، پست کنترل فرماندهی و بالغ بر 12 تا TZL خودرو و در مجموع 48 موشک آماده دراستاندارد آتشبارروسی قرار دارد. بعلاوه دراستاندارد آتشبار روسی هر لشگر یا هنگ از سه آتشبار بعلاوه یک پست فرماندهی S3M6E و یک سیستم کنترل که توسط اداره ALMAZ ساخته شده است و قادر است بالغ بر 6 آتشبار S-300 PMU1 را کنترل کند که این سیستم همچنین برای استفاده از تلفیق با گروه آتشبار یا توپخانه موثر است .
یک سایت راداری زا این سیستم توانایی دنبال کردن همزمان 100 هدف را بالغ بر 300 کیلومتر را دارد . ومی تواند هدف هایی که تا سقف 10000 کیلومتر برساعت پرواز می کنند بطورخود کار نشانه گیری کند و روی هدف خطرناک تر لاک کند . دو نوع TEL در دسترس اپراتور می باشد که با نامهای 5PS5TE , 5PS5SE می باشد . نوع اول توسط کامیون 6.6 KRAZ-260B بکسل می شود . درحالیکه نوع دوم توسط کامیون تحرک بالا MAZ-54SM8 بکسل می شود .

موشک S-300 توسط اداره فاکل ساخته می شود که با سوخت جامد و یک مرحله ای کار می کند و قادر به حرکت با سرعت حداکثر 6 ماخ می باشد . کلاهک ترکشی آن 143 کیلو وزن دارد و از لانچرهایی که بر روی کانتینر سوار می شوند برای پرتاب موشک استفاده می شود .


برگرفته از وبسایت زیر:

http://iranianairforce.mihanblog.com/post/128
ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 11:48 |
یکشنبه بیست و دوم آبان 1390

در معنای حلم و حلیم
قرآن کریم در آیة 33 سورة یوسف از زبان یوسف می‌فرماید: «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ»، «پروردگارا زندان دوست داشتنی‌تر است از آنچه مرا به سوی آن می‌خوانند و اگر مکر آنها را از من دور نسازی، با شهوت به جانب آنان کشیده می‌شوم و از جاهلان خواهم بود».[2]
اساساً در قرآن، «جاهلیت» یک اصطلاح دینی به معنای منفی است، و شالوده‌یی که کفر و کفار بر روی آن بنا می‌شود. در واقع، روحیة تکبر و احساس شدید شرف که از سر فرودآوردن در برابر هر قدرتی، خواه انسانی، خواه الهی، امتناع می‌کرد، کفار را بر آن می‌داشت که قاطعانه‌ترین مخالفت را با دین جدید نشان دهند. و در نتیجه؛ جاهلیت ریشه و سرچشمة کفر بود.
در مقابل این جنبة جهل، حلم طبیعت انسانی است که می‌تواند اشتعال و انفجار جهل را فرونشاند. حلیم کسی است که می‌داند چگونه بر احساسات و عواطف خود غلبه کند، و بر هوی‌ها و هوسهای کور خود پیروز شود، و هر اندازه هم که تحریک شده باشد آرام و مطمئن و خالی از پریشانی و آشفتگی باقی بماند.
ممکن است این اندیشة نادرست القاء شود که «حلم» صفتی انفعالی است و رامی یک بره را به خاطر آورد، اما بر خلاف این تصور، «حلم» قدرت مثبت و فعالی از روح است با چنان نیرومندی‌یی که می‌تواند تندی و بی‌پروایی شخص را مهار کند که اگر نمی‌بود کار آن شخص به دیوانگی می‌کشید، و می‌تواند او را آرام سازد و به صبر و گذشت رهبری کند. نشانه‌یی از قدرت و تفوق عقل است. هر جا که قدرت نباشد حلم نیز وجود ندارد. اساساً «حلم» صفت شخصی است که دیگران را اداره می‌کند و بر آنان تسلط دارد، نه صفت کسانی که تحت اداره و سلطة دیگرانند. انسانی که طبیعتاً ضعیف و بدون قدرت باشد، هرگز «حلیم» نامیده نمی‌شود. حلیم کسی است که قدرت دارد و می‌تواند در صورت تحریک شدن به هر گونه شدت عمل دست بزند و با وجود این خودداری می‌کند و به شدت عمل نمی‌پردازند.
از این رو خداوند «حلیم» است و حلم او مبتنی بر قدرت و بخشندگی متکی بر حکمت مطمئن است. «حلم» الگوی رفتار خاصی است که متکی بر خودآگاهی روشن از تفوق و قدرت شخص بوده باشد. به همین جهت است که مفهوم حلم ارتباط نزدیکی با «وقار»، به معنای «سنگینی، متانت، ادب و سلوک» دارد. چون «حلم» ملازم با نهفته داشتن قدرت عظیمی است به صورت انرژی درونی سخت فشرده در درون خود، تجلی آن به صورت فیزیکی و طبیعی در رفتار بسیار دشوار بوده، آنگونه که اجتنباب ناپذیر است، بناءبراین شخص حلیم، در رفتار خویش مزین به صفت «وقار» هم می‌باشد.
حال اگر تجلی خارجی «حلم»، «وقار» است، تجلی ظاهری «جهل»، «ظلم» است. در اغلب موارد «ظلم» چیزی جز صورت خاصی از جهل نیست که به شکل انفجاری قابل رؤیت، از لحاظ بدنی و ظاهری درمی‌آید. معنای اساسی کلمة ظلم، بدان گونه که در قرآن هنگام اشاره به کافران لجوج به کار رفته، باید در ارتباط با جهل فهم شود. بناءبراین باید منبع حقیقی همة اعمال ظالمانه‌یی که در حق پیامبر و پیروان او روا می‌داشتند را روحیة جاهلانة اعراب بدانیم. آنها با نشان دادن مقاومتی شدید و لجوجانه نسبت به تعلیمات خدا و پیغمبر، می‌خواستند ظلم خود را متوجه خدا گردانند. اما از آنجایی که هیچ کس نمی‌تواند در حق خدا ظلم کند، آنها در حقیقت در حق خود ظلم می‌کردند. معنای عبارت «ظَلَموا انفُسَهُم» همین است.
از قرآن معلوم می‌شود که برخی از مشرکان عرب چنان احساس می‌کردند که سر فرود آوردن در برابر قدرت مطلق خدا برای ایشان توهینی غیر قابل تحمل است. برای آنان تفاوتی نمی‌کرد که آن کسی که در برابر او سر تعظیم فرود می‌آورند انسان باشد یا خدا. خود اندیشة تسلیم شدن به قدرتی برتر و فرمان چنین تسلیمی را پذیرفتن، به نظر ایشان تحقیر و توهین بود. آنان به این معنای خاص جاهل بودند. قرآن برای بیان این روحیه، از عبارت «حَميَّةُ الجاهيلة» استفاده می‌کند.
جنبة دوم معنای جهل، نتیجة طبیعی جنبة نخست آن می‌باشد. بدین صورت که هر وقت انسان عنان واکنشهای خویش را از دست دهد، و این امر تکرار گردد، به تدریج از قدرت تعقل او کاسته می‌شود و نتیجة آن داوری سطحی و ناسنجیده خواهد بود. بناءبراین او برای اینکه بتواند در هر حال ثبات و صحت داوری خویش را حفظ نماید، ناگزیر باید حلیم باشد. عقل هنگامی می‌تواند به شکل درست عمل کند که آدمی آرام باشد و توازن عقل خود را حفظ کند؛ عقل مفهومی کم دامنه‌تر از حلم است. حلم پایة حقیقی عقل است، حالت غیر آشفتة ذهن است که در آن فعالیت خاص عقل امکان پذیر می‌شود، و عقل شایستگی‌یی پیدا می‌کند که به صورت آرام و استوار چنان به کار برخیزد که نتیجة آن داوری درست باشد.
اما پس از گذر از معنای اول و دوم جهل، نوبت به معنای سوم آن که «نادانی» می‌رسیم. معنای سوم نیز نتیجة دو معنای پیشین است. در معنای سوم، دیگر جهل در مقابل حلم نیست، بلکه در برابر آن، «علم» قرار می‌گیرد. این معنی هر چند که متداول‌ترین معنای جهل در ادبیات رسمی عربی بوده است، اما کم اهمیت‌ترین معنای جهل در قدیمی‌ترین دوره بوده است.
قرآن جهل را در اکثر موارد به معنای بینش و داوری سطحی نسبت به موضوعاتی که جنبة دینی دارند به کار می‌برد. در این معنای دینی، جهل عبارت از ناتوانی آدمی برای فهمیدن ارادة خدا در آن سوی حجاب اشیاء و حوادث مرئی  و ناتوانی دیدن چیزهای طبیعی همچون نشانه‌های الهی است.
اما در حالی که حلم در دوران پیش از اسلام یکی از بارزترین سیماهای روحیة جاهلی بوده، هنگامی که صفت «حلیم» به الله نسبت داده می‌شود، دیگر نقشی به عنوان یکی از صفات آدمی ندارد. جهل، در طرز تصور پیش از اسلامی، اصلاً کاری به خدا یا خدایان نداشت. تنها به موجودات بشری در ارتباطات آنان با یکدیگر مربوط می‌شد، بدین معنا که جهل، رفتار خاصی از یک انسان نسبت به انسان یا انسانهای دیگر بود. حال بناء بر آنچه گذشت؛ اطلاق صفت حلیم به الله، به جهت خویشتن‌داری و حکمت او است علی‌رغم برخورداری از قدرت مطلق در واکنش به اعمال جاهلانة انسانها.

 

احلام
( اَ ) [ ع . ] 1 - (اِ.) شکیبایی ها، وقارها. 2 - خِردها. 3 - جِ حلم ؛ خواب ها، خواب های شیطانی . 4 - (ص .) جِ حلیم ؛ بردباران .


السلامُ علیک یا ابا عبد الله السلام علیک یابن رسول الله السلام علیک باین امیر المومنین و ابن سید الوصیین السلام علیک و علَی الارواح الّتی حَلَّت بِفِنائک ،

السلام علَی الحسین و علَی علیّ بن الحسین و علَی اولادِ الحسین و و علی اصحاب الحسین و رحمة الله و برکاته

السلام علیک یا غریبَ الغُرَبا یا مُعینَ الضُعَفاء و الفقراء السُّلطان یا ابَا الحسن یا علیّ بن موسی الرضا المرتضی کُن شَفیعَنا و شَفیعِ والدَینا فی یوم الجزاء و رحمة الله وبرکاته


السلام علیک یا مولای یا صاحبَ العصر و الزمان السلام علیک یا شَریک القرآن یا امامَ الإنسِ و الجانّ عجّلَ الله تعالی فَرَجَک و سَهَّلَ الله مَخرَجَک جمیعاً ورحمة الله وبرکاته

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 11:49 |
پنجشنبه نوزدهم آبان 1390

تفسير نور:

سوره طور آيه 32
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ‏

‏ترجمه : ‏

‏آيا خردهايشان ايشان را به اين ( سخنان متناقض ) دستور مي‌دهد ؟ يا اين كه اصلاً مردمان طغيانگر و سركشي هستند ( و سرپيچي از فرمان حق ، سرشت و خصيصه آنان شده است‌ ؟ ) .‏


‏توضيحات : ‏

‏« أحْلام‌ » : جمع حِلْم ، خردها و عقلها . « هذا » : اين سخنان متناقض . يعني گاهي پيغمبر را شاعر ، گاهي مجنون ، زماني كاهن ، و غيره مي‌نامند . در صورتي كه كاهن و شاعر ، خردمند هستند ، و مجنون ، ديوانه و بي‌خرد است .‏


ترجمة الميزان ج : 19 ص :26

 بـا ايـن تـهـمـت هـا كـه نـمـى تـوانند حق را باطل سازند، پس مدركشان چيست ) آيا عقلشان ايـنـطـور حـكـم مـى كـنـد؟ (كـه عـقـل هـم هـرگـز حـق را بـا اباطيل باطل نمى كند) يا اينها مردمى سركش و ياغى هستند (32).


كـلمـه (احـلام ) جـمـع (حـلم ) اسـت كـه بـه مـعـنـاى عـقـل اسـت، و كـلمـه (اءم ) در ايـنـجـا مـنقطعه است، و استفهامى در تقدير است، و اشاره (هـذا) بـه سـخنانى است كه به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) مى گفتند و منتظرش بودند.

و مـعـنـايـش ايـن اسـت كـه : بلكه آيا عقول خود آنان به ايشان دستور مى دهد چنين چيزى را بـگـويـنـد و مـنـتـظـر مـرگ خـود بـاشـنـد؟ كـدام عـقـلى حـق را رد مـى كـنـد و بـه ايـنـگونه اباطيل اجازه مى دهد آن را دفع كند؟!


ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 22:16 |
دوشنبه شانزدهم آبان 1390

سوره الأحزاب, آيه 18
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا

خداوند كارشكنان [و مانع‏شوندگان] شما و آن كسانى را كه به برادرانشان مى گفتند نزد ما بياييد و جز اندكى روى به جنگ نمى‏آورند [خوب] مى‏شناسد

 

Chapter AL-AHZAB (THE CLANS), Verse 18
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلَا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا


Allah knows those of you who hinder, and those who say to their brothers: 'Come to us, ' and they do not come to the battle but a little

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 23:24 |
شنبه چهاردهم آبان 1390

سوره النساء, آيه 107
وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا
و از كسانى كه به خويشتن خيانت مى‏كنند دفاع مكن كه خداوند هر كس را كه خيانتگر و گناه‏پيشه باشد دوست ندارد.


Chapter AN-NISA (WOMEN), Verse 107
وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا


And do not argue on behalf of those who betray themselves, surely, Allah does not love the sinful traitor.

ارسال شده توسط Dr. Babaei در ساعت 16:23 |