با سلام خدمت جناب آقای دکتر طاهری گرامی و عرض تشکر از اینکه وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادید. در ابتدا خواهشمندم خود را برای خوانندگان و جامعه حوزوی و دانشگاهی معرفی بفرمائید.
ج: احمد رضا طاهری هستم متولد شهرستان سراوان از استان سیستان و بلوچستان.
س: در حین تحصیل، از طرف چه سازمانی بعنوان دانشجوی نمونه خارجی سال 2010 دانشگاه پونا شناخته شدید؟
ج: معمولا هر سال از طرف نمایندگی محترم وزارت علوم و تحقیقات جمهوری اسلامی ایران در شبه قاره هند تعدادی را بعنوان دانشجویان نمونه انتخاب و از آنها تقدیر و قدردانی میکنند. بنده هم یکی از این دانشجویان در سالهای 2008 و 2010 بوده ام. علاوه بر آن، در سال 2010 اسم من از طرف دانشگاه پونا بعنوان یکی از برترین دانشجویان دوره دکتری انتخاب شد. البته در این زمان در ایران بودم. رئیس دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه پونا با بنده تماس گرفت و مشخصات من را خواست. ایشان فرمودند که نام و مشخصات شما را بعنوان یکی از بهترین دانشجویان علوم سیاسی نیاز داریم که این مشخصات بایستی به شورای عالی دانشگاه های هند ارسال شود.
س: اکنون در چه دانشگاه و در چه مقاطعی به فعالیت علمی اشتغال دارید؟
ج: در حال حاضر در دانشگاه های مختلف استان سیستان و بلوچستان به تدریس مشغول هستم. درس هایی که تدریس میکنم مربوط به حوزه علوم اجتماعی است، بعنوان مثال درس های چون: اندیشه های سیاسی در غرب، مبانی علم سیاست، مدیریت اسلامی، مدیریت دولتی، آشنایی با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، نظام سیاسی دولت در اسلام، و زبان خارجه علوم سیاسی.
س: با توجه به اینکه شما در دو مقطع دکترا و فوق دکترا در دانشگاه پونا تحصیل نموده اید ارزیابی شما از کمیت و کیفیت تحصیلی آن دانشگاه چگونه است؟
ج: طبق گزارش UGC یا همان شورای عالی دانشگاه ها، دانشگاه پونا یکی از 5 دانشگاه برتر هند بشمار میرود. در رشته های جانور شناسی، فیزیک، شیمی، و هوا و فضا، بهترین دانشگاه در هند است. دپارتمان علوم سیاسی این دانشگاه عالی ترین مرکز علمی سیاسی در هند بشمار میرود، خصوصا در رشته سیاست هند. در دنیا هم این دانشگاه جایگاه ویژه خود را دارد. برخی از "موسسات درجه بندی علمی اروپایی" این دانشگاه را در ردیف 500 دانشگاه برتر دنیا قرار داده اند. در حالیکه دانشگاه تهران را در ردیف 1000 قرار داده اند. در هر دپارتمان یا مرکز علمی این دانشگاه که تقریبا به بیش از 40 مورد میرسند معمولا بین 4 تا 5 پروفسور وجود دارد. این در حالی است که تعداد پروفسور های بهترین دانشگاه ایران (صنعتی شریف و تهران) قابل مقایسه با تعداد پروفسورهای دانشگاه پونا نیست. البته در همین دانشگاه نیز ما استادهای خوب و بد (از لحاظ علمی) داریم.
س: پژوهش مقطع فوق دکترای شما در چه زمینه ای بود؟
ج: در سه زمینه: سیاست امنیت داخلی روسیه، سیاست امنیت داخلی آمریکا، و روابط استراتژیکی هند و میانمار.
س: کتابهای شما عموما حول چه محوری میباشند؟
ج: اولین کتاب تحت عنوان معرفی و مفهوم بازرگانی، دومین کتاب تحت عنوان نگاهی مختصر به جامغه شناسی روستایی ایران، سومین تحت عنوان نگاهی کوتاه به علم بازرگانی، چهارمین تحت عنوان نگاهی کوتاه به جریانات قانون اساسی هند، پنجمین تحت عنوان بسوی اصلاحات فکری، و ششمین تحت عنوان بلوچ پس ازانقلاب اسلامی ایران، بوده اند.
س: علت اینکه در کتاب نویسی وارد حوزه های دیگر شداه اید چیست؟
ج: علت خاصی ندارد. من در زمینه بازرگانی و جامعه شناسی روستایی تخصص ندارم، با اینحال در این مورد کتابهایی تالیف کرده ام. هدف از تالیف این کتابها بیشتر علاقه شخصی به نویسندگی بوده است. و دیگر اینکه تمام این کتابها در زمانی نوشته شده اند که دانشجوی مقاطع مختلف بوده ام و همراه با درس نویسندگی برای من حالت سرگرمی داشته است. اما اگر در معنی دقیق باشیم، بنده این کتابها را تالیف نمیدانم، چون که از منابع دست دو یا کتابخانه ای استفاده شده است. و به نظر من همینکه شخص به درجات عالی آکادمیک رسید نباید وقت خود را صرف نوشتن مقالات یا کتابهایی کند که قبلا بخشی از آنها به چاپ رسیده اند یا برای مردم عادی و تکراری باشند.
س: اگر اینطور است چه انتظاری از یک متخصص علوم اجتماعی دارید؟
ج: ارائه مطالب و گفته هایی که در جهت سازندگی جامعه و فرهنگ مردم تاثیر گذار باشد. بسیاری از اساتید ما وقت خود را صرف نوشتن مقالاتی میکنند که فقط به درد جامعه علمی میخورد و سودی برای جامعه عادی ندارد. این نوع افراد بیشتر به دنبال ارتقاء علمی هستند که صرفا در محدوده خود قابل ارزش است. آنها چنان غرق در این فعالیت هستند که به کلی وظیفه اصلی خود را فراموش کرده اند. یک متخصص علوم اجتماعی بایستی به درد جامعه بپردازد و خلاق باشد.
س: چه عاملی باعث شد که توجه شما به دنیای علوم سیاسی معطوف شود با توجه به اینکه در ابتدا توجه شما به بازرگانی بود و تحصیلات شما نیز تایید کننده این مطلب است؟
ج: از اول به علوم سیاسی علاقه مند بودم. نه به خاطر اینکه علاقه ای به سیاست داشته باشم. بلکه به این علت که علاقه به ایدئولوژی های سیاسی داشتم. خانواده شدیدا با این رشته مخالفت نمود. بنابراین، 5 سال تمام در رشته بازرگانی در دوره های لیسانس و فوق لیسانس درس خواندم. ولی در نهایت در رشته مورد علاقه خودم یعنی علوم سیاسی ادامه تحصیل دادم که دوره های فوق لیسانس (علم سیاست و مدیریت دولتی)، دکتری تخصصی، و فوق دکتری را در سال 2010 به پایان رساندم.
س: شما همچنین در زمینه علوم فلسفی و خصوصا حوزه فلسفه سیاسی صاحب نظر میباشید. با توجه به تجربه حضور چندین ساله حضرتعالی در خارج از ایران و خصوصا تحصیل در هندوستان مختصری در مورد فلسفه سیاسی گاندی توضیح بفرمائید؟
ج: هیچ کس را نمیتوان یافت که حتی در یک شاخه کوچک از علم صاحب نظر باشد، زیرا که علم بسیار پیچیده و وسیع است. بنابراین، درست است که تخصص بنده فلسفه سیاسی است اما خودم را به هیچ عنوان صاحب نظر در این رشته مادر نمیدانم. قبل از آنکه به سوال شما پاسخ دهم اجازه دهید نکته ای کلی را یادآور شوم: بنده معتقدم که در حوزه فلسفه سیاسی هر چه ما داریم متعلق به "فلسفه سیاسی دوره پیش از مسیحیت در غرب" است یعنی تقریبا 2500 سال پیش.
بعد از آن تئوری یا فلسفه جدید یا ابتکاری توسط فیلسوفان سیاسی پس از این دوره معرفی نشده است. به عبارت دیگر، فیلسوفان دنیای بعد از میلاد و دنیای مدرن و معاصر، همه و همه، تحت تاثیر فلسفه سیاسی یونان و روم بوده اند، البته به استثنای چند مورد خاص مانند فلسفه سیاسی ماکیاولی.
در هر حال، چون موضوع بحث "فلسفه سیاسی گاندی" است در یک جمله میتوان چنین گفت که گاندی، علاوه بر اینکه یک فیلسوف سیاسی و اجتماعی بود و روان جامعه خود را به خوبی تشخیص میداد، یک رهبر موفق سیاسی نیز بود، رهبری که آزادی و استقلال را برای هندی ها آن هم بوسیله "انقلابی غیر خشونت" به ارمغان آورد. بدون شک گاندی تحت تاثیر شخصیت های چون عیسی مسیح، Thoreau, Henry David فیلسوف آمریکایی و Tolstoy, Leo Nikolayevich روسی نیز بوده است. بعنوان مثال روش "پایداری غیر فعال/خاموش" یا "عدم همکاری" با دولت/حکومت در آفریقای جنوبی و سپس در بریتانیای هند، از تاثیرات Nikolayevich یکی از بزرگترین فیلسوفان و نویسندگان جهان میباشد. روش انقلاب غیر خشونت گاندی یکی از بارزترین نشانه های فلسفه سیاسی وی است. چرا که به اعتقاد بنده در طول تاریخ بسیاری از رهبران دنیا در دکترین های خود روش "غیر خشونت" را تجویز کرده اند اما در عمل به اندازه گاندی موفق نبوده اند.
س: تاثیر عملی فلسفه سیاسی گاندی را بر جامعه کنونی هند چگونه ارزیابی میفرمائید؟
ج: سوالی است بسیار سخت و پیچیده. اتفاقا، همین سوال را بنده از بسیاری از استادانی (استادان هندی) که سالها فلسفه و علوم سیاسی در دانشگاه های هند تدریس کرده اند، پرسیده ام. اما جواب هیج یک از آنها به طور کامل قانع کننده نبوده است. یکی از این صاحب نظران حرف جالبی میزد. ایشان میگفت "هند سرزمینی است که اگر محققی بخواهد در زمینه سیاسی و اجتماعی آن تحقیقی انجام دهد بایستی بیش از یک سال اقامت نداشته باشد. چرا که هر چه بیشتر تحقیق کند، از نتیجه نهایی دور میماند و از ادامه تحقیق خود دلسرد میشود. در مدت یک سال، محقق اطلاعاتی را میتواند جمع آوری کند و کار خود را پایان دهد.
اما با پژوهش بیشتر، ضد همان اطلاعات را نیز میتواند پیدا کند که نتیجه ای قطعی برای تحقیق خود نمیواند بدست آورد، این سردرگمی برای خیلی از محققان اروپایی اتفاق افتاده است." بنابراین، درست است که به هند لقب سرزمین عجایب داده اند. در این کشور آن هم با جمعیتی بالغ بر یک میلیارد که شامل هر نوع قوم، گروه، کلاس، کاست، و مذهب است، زندگی مسالمت آمیز و دوستانه است. در حالیکه در همسایگی همین کشور، ما پاکستان را داریم، جایی که هر روز شاهد جنگ و خونریزی بین دو مذهب سنی و شیعه هستیم که بدون وجود آنها پاکستان معنی ندارد. در هند عدالت نسبتا به صورت عادلانه توزیع شده است. نمونه آشکار عدالت سیاسی در هند را میتوان اینگونه شرح داد: کشوری که همزمان دارای رئیس جمهور مسلمان (مسلمانان جزء اقلیت ها هستند)، نخست وزیر سیک هندو (این گروه در هند در اقلیتند)، و رئیس مهمترین حزب (کنگره از مهمترین احزاب هند) آن یک خانم ایتالیایی بوده است. نمونه بارز عدالت اجتماعی در حذف فاصله ها بین کاست های مختلف میباشد. هند به ما می آموزد که فقر باعث فساد و دزدی نمیشود.
برای بسیاری از "غیر هندی ها" آزادی های فردی و اجتماعی که در هند وجود دارد حتی در اروپا وجود ندارد. در یک کشور آزادی مثل هند وضعیت مالی و بافت خانوادگی است که آزادی فرد را محدود میکند و نه قانون آن کشور. البته، ناگفته نماند که اگر قانون را کنار بگذاریم و نگاهی هم به جامعه روستانشین و حتی شهری هند داشته باشیم، میبینیم که در همین سرزمین ظلم و ستم های خانوادگی شدیدی رایج است و فاصله نظام طبقاتی بین کاست ها نیز هنوز قابل حس است، ولی به تدریج در حال از بین رفتن است.
در کل، اشاره به بحث اول، وجود چنین سیستم منظمی آن هم با توجه به مشکلات حاد سیاسی و اجتماعی هند، وجود ادیان و خدایان مختلف، جمعیت هند، فقر هند، وسعت هند، و غیره، بر میگردد به تفکرات رهبران هندی چون گاندی، نهرو، و دیگران که فرهنگ ساز بوده اند.
س: تحلیل شما از روند رو به رشد افتصادی و سیاسی هندوستان چیست؟
ج: دو تئوری متفاوت وجود دارد. تئوری یک: بسیاری از تحلیل گران (خارجی و هندی) معتقدند هند کشوری است که در آینده نه چندان دور به حد کشورهای به اصطلاح پیشرفته امروزی میرسد. 1. توجیه آنها معمولا رشد موازی اقتصادی و سیاسی هند است، فاکتوری که چین فاقد آن است. در چین توسعه اقتصادی و سیاسی بطور موازی نیست. 2. حس قوی ناسیونالیستی هندی ها. معمولا در غرب اعتقاد شدیدی به "سازمان حکومت" است اما در شرق اعقاد شدیدی به "سازمان خانواده". ولی در هند این تصور، به نظر بنده، در حال گذر تدریجی از سازمان خانواده به سازمان حکومت است. چنین گرایشی در هند شاید سالها طول بکشد تا به اندازه حس غربی برسد. 3. در هند، هندویسم را بیشتر بعنوان یک سازمان اجتماعی و فرهنگی میدانند تا یک سازمان دینی. این عامل خود باعث انعطاف در هندویسم و تحمل ادیان و خدایان دیگر میشود. باید توجه داشت که اختلافات مذهبی در نهایت رنگ سیاسی به خود میگیرند.
در نتیجه، هند از شر اختلافات مذهبی سیاسی در امان است. تئوری دوم تا حدودی مخالف تئوری اول است. به دلیل ظرفیت این مصاحبه به نکاتی به طور پراکنده اشاره میکنم: به این مفهوم که هند از سیاستهای قدرت های بزرگ در امان نیست و باید قوانین آنها را رعایت کند. بسیاری از هندی های شمال شرق مخالف دولت مرکزی در هند هستند. آنها به دنبال استقلال سیاسی میباشند و همین یکی از درد سر های بزرگ دولتمردان هند شده است. مردم هفت ایالت شمال شرقی هند، از هندوستان بعنوان بزرگترین دموکراسی دنیا یاد نمیکنند. مسئله دیگر موضوع کشمیر است.
مسئله اساسی دیگر روابط با چین است. چین در روابط دیپلمکاتیک خود بسیار موفق تر از هند بوده است. در مقایسه با روابط خارجی هند، چین با پاکستان، میانمار، ایران، و روسیه، به مراتب رابطه بهتری داشته است. مثلا در طول تاریخ اساس روابط دیپلماتیکی هند با پاکستان و میانمار (برمه) ایدئولوژیکی بوده تا عقلانی/منطقی. این یکی از بزرگترین ضعف های هند بشمار میرود.
بعضی از تئوری پردازان هندی موافق دخالت ارتش در امور سیاسی هستند و معتقدند که نخبگان غیر سیاسی چون هنرپیشگان بالیوود بهتر است در سیاست دخالت نکنند. در کل، گروه دوم به توسعه ای که گروه اول معتقدند مشکوک هستند.
در پایان از اینکه وقت خود را به ما اختصاص دادید و نیز از امعان نظر شما کمال سپاس و امتنان را داریم.
ج: بنده هم از توجه شما بسیار سپاسگزارم.
این مصاحبه در نشریه صادق (شماره بهمن 1389) متعلق به حوزه امام صادق (ع) به چاپ رسیده است.
لطفا خودتان را معرفی کنید؟
با نام و ياد خدا و تشكر وافر از شما كه پيوسته در راه تعالي جامعه علمي كشور در تلاش و تكاپو هستيد.
احمدرضا بابائي هستم متولد سال 1354 . تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته علوم سياسي به پايان رسانده و در راستاي آن از تحصيل علوم حوزوي نيز غافل نبودم. دوره كارشناسي را در دانشگاه علامه طباطبائي تهران در رشته علوم سياسي به پايان رساندم. ضمن اينكه در راستاي تحصيل در مقطع كارشناسي در حوزه هاي علميه تهران از جمله چيذر و امام خميني نيز به تحصيل مشغول بودم. پس از پايان مقطع كارشناسي بلافاصله در مقطع كارشناسي ارشد رشته روابط بين الملل دانشگاه شهيد بهشتي پذيرفته شدم. پس از پايان دوره كارشناسي ارشد به تدريس دروس تخصصي در دانشگاه پرداختم و بطور همزمان در حوزه علميه نيز تدريس مينمودم.
در سال 1385 به هندوستان رفتم و در دانشگاه پونا به تحصيل در مقطع دكتراي علوم سياسي پرداختم و در سال 1389 تحصيلات را به پايان رساندم.
اکنون به چه حرفه ای مشغول میباشید؟
در حال حاضر با توجه به اين كه اخيرا از خارج از كشور به ايران مراجعت نموده ام به تدريس در دانشگاه در خرم آباد اشتغال دارم و ضمنا در حوزه علميه نيز تدريس مينمايم.
آیا تدریس در دانشگاه تنها فعالیت علمی شما میباشد یا اینکه فعالیتهای علمی دیگر نیز دارید؟ بنده البته چندین کتاب و مقاله علمی نیز تالیف کرده ام.
کتابهای شما بیشتر در چه زمینه ای میباشند؟
كتابهاي اينجانب عموما در زمينه علوم سياسي و به دو زبان انگليسي و فارسي است. حيطه كلي كتابها در زمينه سازمانهاي بين المللي دولتي و غير دولتي و نيز مسائل جنگ و صلح در خاورميانه است. در زمينه سازمانهاي بين المللي غير دولتي مثل سازمان صليب سرخ و عفو بين الملل نيز بطور مجزا تحقيق و پژوهش نموده ام بطوري كه پايان نامه دوره دكتراي خود را به بررسي تاثير سازمانهاي مذكور در ايجاد يك استراتژي صلح پايدار در حيطه بين الملل اختصاص دادم.
چه عاملی باعث شد که توجه شما را از دنیای علوم مذهبی به دنیای علوم انسانی وارد کند؟
عوامل مختلفي در اين زمينه قابل ذكر هستند كه ميتوان از جمله اين عوامل به تاثيرات محيطي اشاره نمود. بواسطه اينكه پدرم از شاگردان بسيار نزديك و قديمي حضرت امام بود و در قم نيز ساكن بوديم از زماني كه بياد دارم خواسته و ناخواسته با مسائل سياسي-اجتماعي روز درگير بودم. در دوران مدرسه به دليل اينكه پدرم موسس حوزه علميه بود و پيوسته من و برادرانم را به دروس حوزوي تشويق مينمود مبادرت به تحصيل موازي دروس حوزوي نيز نمودم. بطور كلي به دو رشته علوم سياسي و حقوق علاقه داشتم كه سرانجام علوم سياسي را انتخاب نمودم.
شما همچنین در زمینه مسئله خاورمیانه صاحب نظر هستید. مفهوم "طرح خاورمیانه جدید" را به طور خلاصه توضیح دهید؟
همانگونه كه ميدانيم پس از پايان جنگ جهاني اول ايالات متحده و انگليس و دوستان يهودي آنها نقشه خاورميانه جديد خود را بر امپراطوري عثماني مغلوب در جنگ بنا نهادند. در حال حاضر نيز همين كانونهاي قدرت و سياست خواهان پايه گذاري خاورميانه جديدي مطابق با نظر و منافع خود هستند.
برخلاف سابق كه اين كانونهاي قدرت معتقد به حضور نمايندگان خود مثل حكومت پهلوي در منطقه بودند و با توجه به ناموفق بودن آن سيستم، در حال حاضر اعتقاد دارند كه منطقه خاورميانه ميبايستي به دولتهاي كوچك تقسيم گردد و بر مبناي تقسيمات قومي اداره شود. بطور كلي آنچه كه حضور اين قدرتها را در منطقه خليج فارس بعنوان يك الزام مطرح مينمايد بحث انرژي است. زيرا ذخاير نفت در جهان در آينده نزديك به پايان ميرسد و منبع انرژي گاز جايگزين آن خواهد گرديد. در طرح خاورميانه جديد حضور آمريكا و انگليس در منطقه به عنوان يك اصل تلقي ميگردد.
هر چند که پیش بینی آینده سیاسی خاورمیانه کار سختی است، چه چشم اندازي را در اين زمينه ترسيم ميكنيد؟
آنچه كه از قرائن ميتوان فهميد و با توجه به بحران آتي انرژي معتقدم قدرت هژمون و قدرتهاي بزرگ در سطح بين الملل سعي خواهند كرد كه منابع گازي در خاورميانه را در كنترل خود قرار دهند كه اين عامل ميتواند بصورت قهري و يا غير قهري بوقوع بپيوندد. خصوصا كه در اين زمينه بايد به نقش چين به عنوان يك قدرت بزرگ و يا يك ابر قدرت اقتصادي برتر توجه داشت كه البته نميتواند رضايت قدرت هژمون بين الملل را جهت تامين منافغ خود از نظر دور بدارد.
تاثير كلي سازمانهاي غير دولتي را در عرصه بين الملل با ذكر مثال بيان نمائيد؟
همانگونه كه ميدانيم حوزه سازمانهاي بين المللي غير دولتي خود بحث گسترده اي است، ليكن بطور خلاصه بايد گفت كه در تقسيم بندي سازمانهاي غير دولتي ميتوان دو حيطه بين المللي و ملي را مد نظر داشت. در قرن 21 نقش سازمانهاي بين المللي و خصوصا غير دولتي ها بطور چشمگيري تعيين كننده است. مهمترين سازمانهاي بين المللي غير دولتي در حال حاضر سه سازمان هستند كه عبارتند از 1- صليب سرخ و هلال احمر2- سازمان عفو بين الملل 3- سازمان بين المللي صلح سبز.
اين سازمانها در زمينه صلح سازي وحفظ و نگهداري صلح در عرصه بين الملل بسيار كوشا بوده اند و يقينا تاثيرات قابل توجهي در جهان كنوني را از خود بجاي گذارده اند. بعنوان مثال سازمان صلح سبز (Green Peace) فلسفه وجودي اش مخالفت با فعاليتهاي هسته اي است. اين سازمان معتقد است كه بايستي توليد و استفاده از سلاح هسته اي به فراموشي سپرده شود چون صدمات جبران ناپذيري به محيط پيرامون و موجودات زنده وارد نموده و مينمايد.
نقش سازمانهای غیر دولتی بين المللي در مسئله انرژی هسته ای ایران چگونه بوده است؟
سازمانهاي بين المللي غير دولتي كلا نظر مثبتي در مورد فعاليتهاي هسته اي ندارند. اين مسئله نيز تنها شامل ايران نميشود. مثلا همانگونه كه ميدانيم سازمان بين المللي صلح سبز بر سر فعاليتهاي هسته اي فرانسه مدتها با اين كشور كشمكش و جدال داشت. ضمن اينكه بايد توجه نمود سازماني مثل سازمان عفو بين الملل تا حدي با فعاليتهاي تسليحاتي دولتها مخالفت مينمايد كه بعضا متهم به دخالت در امور داخلي كشورها ميشود و همانطور كه ميدانيم در برخي از كشورها نتوانسته است فعال باشد. البته نبايد از نظر دور داشت كه انرژي هسته اي نيز مانند ساير دستاوردهاي علمي بشر مانند شمشير دولبه است و نبايستي منكر مزاياي بهره گيري از اين انرژي بصورت صلح آميز آن مانند تامين برق گرديد.
آیا سازمانهای غربی غیر دولتی بين المللي در راستای اهداف کشورهای بزرگ غربی قرار دارند یا اینکه این طور نیست؟
سازمانهاي غير دولتي بين المللي پيوسته منافع و جهت گيري بنيانگذاران را مد نظر دارند. در اينجا ميتوان به تئوري هژموني آنتونيو گرامشي اشاره نمود. گرامشي معتقد است كه قدرتهاي برتر در عرصه بين الملل بر طبق فرهنگ و منافع خود در سطح بين الملل مبادرت به پايه گذاري بازوهائي اجرائي مينمايند و اين بازوهاي اجرائي بصورت سازمانها و نهادهاي بين المللي ظهور و بروز مي يابند. اين سازمانها پيوسته در جهت تامين و نيل به اهداف بنيانگذاران خود گام برميدارند.
در قرن بيست و يكم البته به دليل مطرح شدن شاخصه ها و شاكله هاي جديد براي قدرت كشورها ميتوان گفت كه سازمانهاي بين المللي از نوع دولتي و غير دولتي آن نقشي پررنگ تر پيدا كرده اند. جهت گيري سازمانهاي بين المللي زماني بهتر نمود مي يابد كه به منابع مالي سازمانها توجه نمائيم. قدرت اقتصادي برتر در دست قدرتهاي بزرگ است و اين كشورها سهم عمده اي در تامين منابع مالي سازمانهاي بين المللي دارند و طبيعي است كه در قبال اين حمايت مالي و سياسي انتظار تامين منافع خود را توسط اين سازمانها دارند.
لینک منبع:

مصاحبه با دكتر احمدرضا بابائي(مسؤل واحد پژوهش هلال احمر) در مورد چالشهاي سازمانهاي غير دولتي در ايران.
مصاحبه چاپ شده در هفته نامه محلي بامداد لرستان
س: با سلام و وقت به خير، لطفا در ابتدا كلياتي پيرامون بحث سازمانهاي بين المللي بفرمائيد؟
ج: با تشكر، در مورد سازمانهاي بين المللي و خصوصا نوع غير دولتي آن سخن بسيار است. سازمانهاي غير دولتي يكي از عوامل اصلي حل معضلات اجتماعي در جوامع امروزي هستند. به واقع زماني كه دولتها از انجام برخي وظايف عاجزند، كمك سازمانهاي غير دولتي از جنبه هاي اجتماعي و فرهنگي نمود بيشتري مي يابد.
اين نياز به حدي است كه امروزه همه دولتهاي عالم، تمام گروههاي فعال انساني و شايد تمام افراد بشري به نحوي در يك يا چند سازمان بين المللي عضويت يا فعاليت دارند. اهميت سازمانهاي بين المللي در جهان معاصر چنان است كه برخي سده بيستم را سده سازمانهاي بين المللي خوانده اند.
با توجه به چنين اهميتي است كه سازمانهاي بين المللي به عنوان يك موضوع علمي اكنون در تمام دانشگاههاي بزرگ دنيا تدريس مي شوند.
در مطالعه سياسي سازمانهاي بين المللي، قواعد و مقرارت حقوقي و بين المللي تنها قسمتي از مواردي است كه پژوهشگران علم سياست مورد بررسي قرار مي دهند. در حقيقت در هر كشوري غير از دولت كه نماينده همه اجتماع است، گروههاي اجتماعي فعال ديگري هم وجود دارند كه در سياستهاي ملي و گاهي بين المللي تاثير گذارند. اهميت اين نوع گروهها اگر با موسسات همسان خويش در ديگركشورها رابطه برقراركنندو احياناً نهادها و سازمانهائي هم بين خودتاسيس كنند، باز هم بيشتر خواهد بود.

سخنراني دكتر احمدرضا بابائي به مناسبت روز 16 آذر در تالار دانشكده فيزيك دانشگاه پوناي هند.
عكس متعلق به سال 2007 ميباشد.

