بايد خاطر نشان نماييم كه كوشش هايي كه از آغاز پيدايش و شناسايي سندرم ايدز در سال 1981 تا كنون در شناسايي آلودگي به ويروس HIV و درمان و جلوگيري از آلوده شدن به آن انجام گرفته است با آنكه به جاي خود ، بسيار سودمند و ثمر بخش بوده است ، نتوانسته است از پيشرفت آلودگي به ويروس HIV و بيماري ايدز در جهان چنانچه بايد و شايد جلوگيري نمايد . اكنون آلودگي به ويروس HIV در سراسر جهان پراكندگي گسترده اي پيدا كرده است وبه پيشروي آهسته ولي پيوسته خود ادامه مي دهد.
گسترش آلودگي به ويروس HIV در همه كشورهاي جهان يكسان نيست . در كشورهاي پيشرفته و ثروتمند ، هر چند هنوز هم اين آلودگي از بين نرفته است ، ولي با افزايش آگاهي مردم از چگونگي پيدايش آلودگي و جلوگيري از آن و همكاري آنها با سازمانهاي كنترل و مبارزه با بيماريهاي واگير، پيدايش آلودگي و گسترش آن تحت كنترل سازمانهاي بهداشتي و بهزيستي است.
در كشورهاي در حال توسعه و فقير ، از سوي ديگر، آلودگي به ويروس HIV پس از پيدايش ، بدون برخورد با مبارزة پي گيري به پيشرفت خود و آلوده كردن مردم بيشتري ادامه داده است و اينك در بيشتر اين كشورها پراكندگي چشمگيري دارد و مبارزه با آن دشوارتر شده است .
سازمان بهداشت جهاني شمار افراد آلوده به ويروس HIV و يا مبتلا به بيماري ايدز را در آغاز سال 2000 ميلادي در سراسر جهان 000/600/33 نفر بر آورد كرده است كه 95 درصد آنها در كشورهاي فقير و در حال توسعه آفريقا ، آسيا و آمريكاي جنوبي زندگي مي كنند.[1]
HIV چيسـت ؟
HIV ويروسي است كه سبب بيماري ايدز مي گردد . اين ويروس خصوصاً از طريق خون و تماس جنسي از يك فرد به ديگري منتقل ميگردد و نيز زنان حامله اي كه آلوده به اين ويروس هستند طي دورة بارداري يا وضع حمل و يا از طريق شير خود آنرا به كودكشان منتقل مي نمايند .
عوامل انساني اي كه تاكنون به عنوان انتقال دهندة HIVشناخته شده اند بطور كلّي عبارتند از:
1-خون 2-مني 3- برخي از ترشحات جنسي 4-شير مادر 5-تماس عضو بريده شده كه با ويروس تماس دارند.
منشاء ويروس HIV از كجاست ؟
در مورد اينكه منشاء ويروس HIV چيست دانشمندان نظرات متفاوتي را ابراز داشته اند ، ليكن هيچ يك از آنها تاكنون اثبات نشده است.
اولين مورد ايدز كه به ثبت رسيده است مردي از كشور كنگو كينشازا بوده است .اينكه او چگونه به اين ويروس مبتلا شده بود تاكنون مشخص نشده است .(HIVمخفف كلماتHealth Immune Virus) مي باشد.
دانشمندان علم ژنتيك اعتقاد دارند كه HIV ممكن است از يك ويروس مشخص در اواخردهة1940يا اوايل دهة 1950نشأت گرفته باشد.
ما اعتقاد داريم كه اين ويروس حداقل در اواسط يا اواخر دهة 1970 در ايالات متحده وجود داشته است.
از سالهاي 1979تا 1981ميزان ابتلا به بيماري هاي ذات الريه ، سرطان وديگر بيماريها كه بوسيلة پزشكان در لس آنجلس و نيويورك در ميان تعدادي از مردان بيمارهمجنس باز تشخيص داده شده بود گزارش گرديده است.
شرايط و وضعيت افرادي كه به اين ويروس مبتلا شده بودند بسيار ويژه و حاد بود.
در سال 1982متصديان امور بهداشتي شهروندان شروع به بكارگيري اصطلاح سندرم ضعف تدريجي قواي بدن(Acquired Immunodeficiency Syndrome) يا AIDS جهت تشريح پيامدهاي اين عفونتهاو آلودگيهاي حاد در مردان نمود . اولين رد پاهاي ايدز در آمريكا البته در اين سال شناخته شد.
ويروسHIV ويروسي است كه دانشمندان آنرا در 1983 شناسائي نمودند.
نام اولية اين ويروس HTLV-III/LAV بود كه توسط يك كميتةعلمي بين المللي برگزيده شده بود. اين نام بعدها به HIV))تغيير يافت.
در حال حاضر آمار رسمي معتبري پيرامون مبتلايان به اين ويروس در دست نمي باشد.
راههاي انتقال ايدز :
ايدز از راه تماس جنسي با شخص آلوده به ويروس ، از راه استفاده از سوزن يا سرنگهاي مشترك (عمدتاً براي تزريق مواد مخدر) افرادي كه آلوده به اين ويروس هستند ، يا در موارد نادري (در كشورهائي كه خون مورد آزمايش HIV قرار مي گيرد اين مسئله بسيار نادر است) از طريق خون آلوده به ويروس به يك شخص يا از طريق عوامل محيطي كه خون در معرض آنها قرار مي گيرد. كودكاني كه از زنان آلوده به ويروس HIV متولد ميشوندممكن است قبل از تولد به HIV مبتلا شونديااينكه بعد از تولد از طريق شير مادر به اين بيماري دچار گردند.
در مكانهاي موبوط به اموربهداشتي وپزشكي ، پزشكان براثر فرو رفتن سوزن آلوده به ويروس ويا در موارد كمتري ، بعد ازتماس خون آلوده با زخمها يا قسمتهاي بريده شدة بدن آنها يا زخمهاي سطحي پوست (مثلاً چشم يا داخل بيني) ، به ايدز مبتلا گرديده اند.
تنها در يك مورد در ايالات متحده فرد بيماري از طريق يك پزشك امدادگر به اين بيماري مبتلاگرديد . تحقيقات در آمريكا نشان داده است كه بيش از 2200 نفر از بيماران مرتبط با پزشكان ،جراحان و يا دندانپزشكان آلوده به ويروس ايدز به اين بيماري دچار شده اند .
گرچه برخي از مردم از اينكه ايدز ممكن است از راههاي ديگري نيز انتقال يابد مي هراسند ، ليكن گواه علمي براي اين امر وجود ندارد.
چنانچه انتقال ايدز از طرق ديگري (مثل هوا ، آب ، يا حشرات) امكانپذير مي بود ، هم اكنون مي بايست گزارش انتقال ايدز بسيار متفاوت تر از آنچه باشد كه در اختيار داريم.
به عنوان مثال ، چنانچه پشه ها مي توانستند ويروس ايدز را انتقال دهند مي بايست بسياري از كودكان و نوجوانان آلوده به اين ويروس باشند .
تمام سخنان و شايعاتي كه شيوه ها و يا راههاي ناشناختة انتقال ايدز را تائيد ميكنند ، از طريق وزارت بهداشت و يا مراكز بهداشتي محلي و مراكز مددكاري در اكثر مناطق جهان وخصوصاً در ايالات متحده ، مورد آزمايش قرارگرفتند ليكن هيچگونه شيوة انتقال ديگري براي اين ويروس (علي رغم كنترل دقيق در سطح كشور جهت شناسائي چنين عواملي) شناخته نشد . گفته هاي مذكور برداشتهاي نادرست در مورد چگونگي انتقال ايدز را مدّ نظر دارد .
ويروس ايدز درمحيط :
دانشمندان و متخصصان در علم پزشكي معتقدند كه ويروس HIVنمي تواند در محيط پايدار بماند چه رسد به اينكه انتقال از راه دور محيطي آن ممكن باشد.
ويروس ايدز به ميزان متفاوتي در خون ، مني ، آلت تناسلي ، بزاق دهان ، شير مادرو اشك چشم وجود دارد. جهت كسب اطلاعات در مورد بقاي ويروس ايدز مطالعات آزمايشگاهي نياز به استفاده و تحقيق پيرامون ويروس رشد يافته در شرايط آزمايشگاهي ميباشد.
گرچه اين ميزان چگالي ويروس ايدز مي تواند تا چند روز ياحتي چند هفته ، تحت شرايط آزمايشگاهي محدود وكنترل شده زنده نگه داشته شود ، ليكن تحقيقات مؤسسة(CDC)نشان داده كه خشك شدن و از دست رفتن هر كدام از مكانهاي پرورش اين ويروس از 90 تا 99درصد ، آنرا ازبين مي برد واين مسئله ظرف چند ساعت رخ داده است.
از آنجا كه تحقيقات بر رويHIV در شرايط آزمايشگاهي صورت مي گيرد ، نتايج بسيار مهمتر وقابل قبول تر از ياخته هائي است كه در خون ، يا جاهاي ديگر وجود دارند. خشكي يا رطوبت خون يا ديگر اعضاي مرطوب انساني آلوده به ويروس خطر انتقال محيطي را به صفر مي رساند تا حدي كه به نزديك صفر مي رسد.
تفسير نادرست نتايج مطالعات آزمايشگاهي بي جهت برخي از مردم را به وحشت انداخته است. نتايج مطالعات آزمايشگاهي نبايد به دلايل زير جهت ارزيابي خطر آلودگي شخصي مورد استفاده قرار گيرد:
1-ميزان ويروس مورد مطالعه در اعضاي بدن انسان يا حتي جاهاي ديگر طبيعت يافت نمي شود.
2-هيچ فرد آلوده به ويروسي كه در اثر تماس با محيط آلوده شده با شد شناسائي نشده است . علاوه بر اين ، ويروسHIV قادر به بازتوليد خود در محيط بيروني نيست (بر خلاف بسياري از باكتريها يا قارچها كه در شرايط مناسب به تكثير مي پردازند) مگر در شرايط آزمايشگاهي بنابراين قادر به گسترش يا حفظ خود در محيط نيست.
خانـواده ها :
گرچه انتقال HIVدر ميان اعضاي خانواده وجود دارد امّا ، اين نوع از انتقال ويروس بسيار نادر مي باشد . اعتقاد بر اين است كه اين نوع انتقال در نتيجة تماس ميان پوست حساس بدن (كه ممكن است آسيب ديده باشد ) با خون آلوده است.
براي جلوگيري از اين موارد نادر و كمياب كه مي بايد در هر مجموعه اي از جمله خانواده مورد توجه قرار گيرد و براي جلوگيري از قرارگرفتن در معرض خون آلوده به اين ويروس و خطر آلودگي به آن ، يا جلوگيري از ابتلا به ويروس در شرايط ناشناخته ، مي بايد دستورالعملهاي ما را مورد توجه قرار داد.
براي مثال :
1-در زمان تماس با خون يا ديگر اقلام مرطوب آلوده به خون ، از وسايل ايمني مثل دستكش استفاده نمائيد.
2-دستها و ديگر قسمتهاي بدن پس از تماس با هرگونه خون و يا موارد مشكوك ، مي بايد سريعا شسته شود و جاهائي كه آغشته به خون شده اند مي بايد به نحو مناسب آلودگي زدايي شوند.
3-از كارهائي كه احتمال تماس از طريق خون را افزايش مي دهد ، از قبيل استفاده از ريش تراش يا تيغ مشترك و يا مسواك مشترك بايد اجتناب شود.
4-سوزن يا وسايل تيز ديگر ، تنها بايد در شرايط بهداشتي مورد استفاده قرار گيرند. (براي نصب سوزن به سرنگ و يا برداشتن سوزن از دستكش استفاده نمائيد). هميشه سعي كنيد كه سوزن ها را درون ظرفي بريزيد كه توانائي سوراخ كردن آنرا نداشته باشند.
سازمانها و ديگر ادارات:
خطر انتقال HIV از طريق تماس به مشتريان يا مصرف كنندگان يا حتي به همكاران در شركتهايي از قبيل شركتهاي خدمات غذايي وجود ندارد (به اطلاعاتي پيرامون دوام ويروس HIV در محيط ذكر گرديد مراجعه نماييد).
كارگران شركتهاي خدمات غذايي چنانچه به ويروس HIV آلوده باشند ، لزومي ندارد كه از كار خود كنار گذاشته شوند ، مگر اينكه بيماريهاي ديگري از قبيل (diarrhea) و يا هپاتيت A داشته باشند.
ما توصيه مي كنيم كه تمام كارگران خدمات غذايي استانداردهاي پيشنهادي و اقدامات بهداشتي شخصي و بهداشت تغذيه را رعايت نمايند.
در سال 1985مؤسسه كنترل بيماريها (C.D.C) اعلام نمودند كه تمام كارگران خدماتي (از قبيل آرايشگرها و لوازم آرايشي ها) مي بايد به هشدارهاي اين مركز توجه نمايند ، حتي اگر هيچ گونه نشانه يا دليلي از انتقال ويروس از يك كارگر شركت خدماتي به يك مشتري يا برعكس ، در دست نباشد.
وسائلي كه جهت نفوذ در پوست بدن ساخته مي شوند (از قبيل سوزنهايي كه گوش را با آن سوراخ مي نمايند مي بايد پس از يك بار مصرف دور ريخته شوند و يا بسيار با دقت استريليزه شوند . وسايلي از قبيل ريش تراش بخاطر اينكه ممكن است آلوده به خون شوند مي بايد فقط توسط يك فرد مورد استفاده قرار گيرند و دور ريخته شوند و يا پس از هر بار استفاده به دقت استريليزه و آلودگي زدايي شوند.
كارگران شركتهاي خدماتي مي بايد يك چنين اقدامات احتياطي را كه به مؤسسات بهداشتي توصيه گرديده است مدّ نظر قرار دهند.
از طريق بوسيـدن:
تماس اتفاقي با دهان بسته و يا روبوسي هاي معمول خطر انتقال HIV را در بر ندارد. توصيه مي شود كه داخل دهان افرادي را كه خطر ابتلا به اين بيماري در آنها وجود دارد را نبوسيد هر چند كه خطر انتقال از اين طريق پايين است .
اين مؤسسه تنها يك مورد را كه در آن ويروس HIV از طريق بوسه انتقال يافته بود ، ثبت نموده است هر چند ممكن است موارد ديگري نيز وجود داشته باشد.
گزيـدن:
اين مركز (C.D.C) امكان انتقال H IV از گزيدن در تحقيقات خود مشاهده نمود و در سال 1997 آنرا به همگان اعلام نمود . گزارشهاي فراواني در مورد انتقال ويروس HIV به وسيله گزيدن دريافت نموده ايم . البته اين روش انتقال چندان معمول نيست و در حقيقت موارد زياد ديگري نيز داشته ايم كه فرد گزيده شده به اين ويروس مبتلا نگرديده است.
آيا بزاق دهان، اشك وتعرق بدن مي تواند ويروس را انتقال دهد؟
ويروس H IV به ميزان كمي در بزاق دهان و اشك چشم افراد مبتلا وجود دارد لازم است بدانيم كه
ميزان كم ويروس H IV در رطوبت بدن ضرورتاً به معناي آن نيست كه آن قسمت خاص حتماً انتقال دهنده ويروس است. بايد بگوييم كه تا كنون به موردي كه يك فرد از طريق عرق بدن فرد ديگر به اين ويروس مبتلا شده باشد برخورد ننموده ايم . محض كلام اينكه تاكنون ديده نشده كه فردي از طريق تماس با بزاق ، اشك يا تعرق به اين بيماري مبتلا شود.
حشـرات :
در بدو شيوع H IV ، مردم از انتقال ويروس به وسيله حشرات گزنده و خون آشام مي ترسيدند. تحقيقات موسسه (C.D.C) و نيز مطالعات ساير مؤسسات در جاهايي كه افراد زيادي مبتلا به ايدز هستند و نيز در اين مناطق حشرات زيادي از قبيل مگس وجود دارد نشان مي دهد كه ايدز از طريق حشرات منتقل نمي شود . فقدان شواهد و آثاري مبني بر اين امر علي رغم تلاش گسترده اي كه صورت گرفته است .اين نتيجه را در بر دارد كه HIV از طريق حشرات منتقل نمي شود.
نتايج آزمايشات به ما نشان داد زماني كه يك حشره فردي را مي گزد ، خون شخص يا حيوان گزيده شده قبلي را به فرد گزيده شده حاضر منتقل نمي كند. البته ، حشرات بزاق دهان خود را به بدن افراد منتقل مي نمايند ، ليكن اين بزاق صرفاً برا ي نرم و آماده نمودن مكاني است كه قصد گزيدن آنرا دارند تا بدين وسيله بتوانند غذاي كافي را كسب نمايند. بيماريهايي از قبيل تب زرد و مالاريا از طريق بزاق انواع خاصي از پشه ها منتقل مي شوند.
ويروس H IV در بدن يك حشره تنها مدت زمان اندكي مي تواند زنده بماند (درست خلاف ساير ميكروبها كه مي توانند در داخل بدن پشه دوام بياورند و منتقل شوند ، ويروس HIV در بدن حشرات دوام نمي آورد.)
بنابراين حتي اگر ويروس H IV به بدن يك پشه يا ديگر حشرات خونخوار و گزنده منتقل شود، اين حشره منتقل كنندة اين ويروس به انساني كه گزيده مي شود نمي باشد . حتي ويروس HIV در فضولات و پس مانده هاي حشرات نيز وجود ندارد.
بايد يادآوري نماييم كه هيچ دليلي براي ترس از اينكه يك حشرة گزنده يا خونخوار، مثل يك پشه ، بتواند H IV را از يك فرد به ديگري (از طريق خون آلوده به H IV باقي مانده بر روي دهان پشه) انتقال دهد وجود ندارد.
دو دليل براي اين مسئله وجود دارد:
1-سطح و مقدار ويروس در جريان خون پيوسته يكسان نيست.
2-دهان حشره صرفاً مقدار بسيار ناچيزي از خون را در سطح خود نگه مي دارد.
بعلاوه دانشمنداني كه حشرات را مورد تدفيق قرار مي دهند ، به اين نتيجه رسيده اند كه حشرات گزنده معمولاً بلافاصله پس از گزيدن يك فرد و مكيدن خون ، به سراغ فرد ديگر و گزيدن او نمي روند. در عوض اين حشرات جهت هضم مقداري خون كه مكيده اند به مكان ديگري پرواز مي نمايند.
آلودگي انسان به ويروس HIV:
ناخوشي ها و بيماريهائي كه به دنبال آلودگي به HIV در انسان پديد مي آيد
ويروس نارسائي ايمني انساني HIV براي انسان بيماري زا است و مانند هر ويروس بيماري زاي ديگري ، پس از راه يافتن به محيط دروني انسان ، به تكثير و همانند سازي در ياخته هاي ويژه اي از ميزبان خود مي پردازد.
دستگاه ايمني بدن انسان نيز، خيلي زود پس از آلودگي ، در برابر اين مهمان بيگانه و ناخوانده واكنش نشان مي دهد و پادتن هايي بر ضد آن مي سازد تا بتواند از جايگزيني و همانندسازي آن در بدن جلوگيري كند و آنرا ازبين ببرد.
پادتن هايي كه دستگاه ايمني انسان بر ضد ويروس H IV مهاجم مي سازد يا چنانچه بايد و شايد توانائي خنثي كردن پارتيكولهاي اين ويروس را ندارند و يا چون از يكسو اندازه آنها كم و ناكافي است و از سوي ديگردر زمان درازي بين دو هفته و چند ماه ، پس از آلوده شدن ساخته مي شود نمي توانند جلوي جايگزيني و همانند سازي پارتيكولهاي اين ويروس را بگيرند و آنها را خنثي نموده و از بين ببرند.
از اين رو، بر خلاف آنچه درباره بيشتر ويروسهاي ديگر رخ مي دهد ، ويروس HIV پس از آلوده كردن يك فرد به صورت يك انگل هميشه مهمان باقي مي ماند و يك بار آلودگي كافي است كه آدمي را براي هميشه آلوده و آلوده كننده نگاه دارد.
آلودگي به ويروس H IV در انسان ، مانند آلودگي به بيشتر ويروسهاي بيماريزا ، مانند ويروس آنفلوانزا و سرماخوردگي ، در آغاز با پيدايش ناخوشي اي همراه است كه نشانه هاي آن سخت تر و آزار دهنده تر از آلودگي به آن ويروس نيست و به دشواري مي توان آنها را از علائم آلودگي به ويروسهاي ديگر باز شناخت.
اين ناخوشي كه خيلي زود پس از آلوده شدن پديد مي آيد ، بيشتر شكل حاد دارد و به نام آلودگي اوليه و يا آلودگي حاد به ويروس H IVمشهور است. اين بيماري كه مستقيماً در اثر آلودگي به ويروس HIV پديد مي آيد ، بيماري زود گذري است كه معمولاً پس از چند هفته اي جاي خود را به آلودگي مزمني واگذار مي كند كه ممكن است سالها ، تا 10سال به پيشرفت آهسته بدون علائم خود ادامه دهد تا سپس دوباره فعال شود و با توليد بيماريهايي با نشانه هاي باليني گوناگوني كه هركدام از آنها وابسته به اثر مستقيم ويروس HIV در اندامهاي بدن است به پيشرفت خود ادامه دهد.
دوره آلودگي به ويروس H IV را از آغاز تا پايان مي توان در مرحله هاي چندي رده بندي كرد. براي اينكار روشهاي تقسيم بندي چندي مانند تقسيم بندي مركز كنترل بيماريهاي واگيردار در آمريكا C.D.C روش والترريد و تقسيم بندي سازمان بهداشت جهاني WHO پيشنهاد شده است.
آلودگي حاد به ويروس HIV :
واكنش در برابر ويروس نارسائي يا كمبود ايمني انساني HIV در همه كساني كه به آن آلوده مي شوند هميشه يكسان نيست . در بسياري از آلوده شدگان واكنش و نشانه آزاردهنده آشكاري پديد نمي آيد و در برخي با پيدايش ناخوشي و يا واكنش حادي همراه است.
آلودگي حاد در اين دسته از آلوده شدگان در آغاز آلودگي ، پيش يا پس و يا همزمان با پديد آمدن پادتن ضد ويروس H IV در خون ، يعني بين يك هفته تا چهار ماه پس از آلودگي رخ مي دهد وبه نام بيماري اوليه (سندرم رترو ويروسي حاد) ، (بيماري پيدايش پادتن HIV در خون)نيز مشهور است.
آلودگي حاد به ويروس H IV يا بيماري اوليه ، ناخوشي زود گذري است كه مستقيماً به وسيله خود ويروس HIV پديد مي آيد و بيشتر ممكن است با علائمي همانند نشانه هاي بيماري آنفلوانزا و يا بيماري آماس گره هاي لنفاوي و يا تب غده اي ، با يا بدون آماس پرده مغز غير چركي همراه باشد . بيمار آلوده به HIV ممكن است به چند يا بيشتر علائمي مانند سردرد ، چايش ، تب ، عرق شبانه ، گلودرد ، دردهاي ماهيچه اي ، بي اشتهايي ، دردبندها ، دل بهم خوردگي ، خستگي ـ افسردگي و خواب آلودگي ، پيدايش بثورات پوستي در بازوها وتنه ، آماس پوستي به ويژه در چهره ، كاهش وزن ، برفك دهان و … دچار شود.
ناخوشي ممكن است ملايم و زودگذر باشد و يا ممكن است ناديده بگذرد و بيمار را نگران و يا حتي متوجه پيدايش خود نكند . از سوي ديگر ممكن است سخت و آزار دهنده باشد و هفته ها و گاهي يكي دو ماه به درازا بكشد.
آلودگي مزمن به ويروس HIV :
بيماري حاد آغازين كه پس از آلودگي به ويروس HIV در انسان رخ مي دهد پس از بهبودي با مرحله اي از پيشرفت آلودگي دنبال مي شود كه در آن ويروس ، براي مدتي كه ممكن است از 10 سال نيز بيشتر باشد ، در بدن ميزبان خود زندگي پنهاني اي به خود مي گيرد. در اين مرحله از آلودگي به نظرمي آيد كه ويروس كم و بيش غير فعال است و آلوده شدگان جزتب سبك و عرق كردن شبانه گاهگاهي ، نشانة ديگري از آلودگي به ويروس HIV نشان نمي دهند و در خود احساس تندرستي مي كنند شايد هرگز به آلودگي خود نينديشند.
بررسي درباره كسانيكه در سالهاي 1977 تا 1980 ميلادي داراي پادتن ضد HIV شده بودند نشان داده است كه تنها 19درصد آنها از 8 تا 12 سال پس از آلودگي ، علائمي از آلودگي به HIV را نشان نداده اند . با همه اينها ويروس HIV در اين مرحله از آلودگي نيز به همانند سازي و تكثير خود ادامه مي دهد و در سراسر بدن شمار بيشتري از ياخته هاي لنفوسيت T ، به دستگاه دفاعي بدن آسيب مي زند و توانائي ايمني بخشي آنرا كم كم پائين مي آورد.
آلوده شدگان به ويروس H IV در مرحله پنهاني آلودگي از نظر انتقال آلودگي خود به ديگران بسيار خطرناكند به دليل اينكه به آلوده بودن خود آگاهي ندارند در آميزشهاي اجتماعي و يا جنسي خود آزادانه رفتار مي كنند و ناخود آگاه و ندانسته ، آلودگي خود را به ديگران انتقال مي دهند.
در كودكان وبچه هاي خردسال ، كه پيشرفت آلودگي به ويروس HIV سريع است و دستگاه ايمني آنها نيز ،در مقايسه با بزرگسالان ، به حد كمال نرسيده است و يا آسيب پذير بيشتري دارد. دوره نهفتگي كوتاه است وبيشتر كودكان آلوده به ويروس HIV با نشان دادن نشانه هاي سخت و پيشرفتة بيماري ايدز تا پيش از رسيدن به سن 5 سالگي مي ميرند.
دوره نهفتگي بيماري ايدز در بزرگسالان از سوي ديگر ، ممكن است بسيار طولاني باشد . بررسي هائي كه در كشورهاي آمريكايي و اروپايي ، در زمان گسترش آلودگي به ويروس HIV دربارة زمان نهفتگي انجام گرفته است نشان مي دهد كه 2 تا 8 درصد مردان همجنس باز آلوده به ويروس HIV در هر سال دچار بيماري ايدز مي گردند . با اين حساب تا 14 سال پس از آلوده شدن به ويروس درتقريباً 65 درصد آلوده شدگان بيماري ايدز پديد آمده است. درهمه گيري آلودگي به ويروس HIV و بيماري ايدز در آفريقا ، بررسي ها نشان داده است كه پيشرفت آلودگي به ويروس HIV به سوي بيماري ايدز تقريباً از همين روند پيروي مي كند . چنانچه دربين مردم تندرست ، ولي HIV مثبت زئيروروسپي هاي كنيائي پيشرفت آلودگي به بيماري ايدز از 3/2 تا5 درصد در سال برآورد شده است و به نظر نمي آيد كه دربيماران آفريقايي پيشرفت آلودگي به سوي پيدايش بيماري ايدز سريعتر از آنچه در آمريكا واروپا ديده شده است باشد .
دوره نهفتگي بيماري ايدز ، از سوي ديگر، بستگي به ساختمان ژنتيكي ، تندرستي ، روش زندگي ، شرايط تغذيه و بهزيستي و بهداشت محيط زندگي آلوده شدگان وحدت سويه ويروس و راه آلوده شدن به آن عوامل ديگري مانند اينها دارد. بايد به ياد داشت كه آمار به دست آمده از بررسي هايي كه در اين باره انجام شده است ، مانند ديگر آمارهاي زيست شناسي ارقام آماري هستند و ممكن است هميشه در پيش بيني پيشرفت دورة آلودگي در همة آلوده شدگان نتوان بدرستي از آنها استفاده كرد.
يك ضرورت بي سابقه
پس از سپري شدن بيش از 20سال از شيوع بيماري ايدز، اين بلا و آفت همه گير همچنان ادامه دارد در يكسال آينده روزانه حدود 900هزار نفر در اثر بيماري مي ميرند.
در حال حاضر در سازمانهاي بين المللي ، مؤسسات دولتي و جامعه مدني از قبيل صليب سرخ و هلال احمر با همكاري يكديگر جهت جلوگيري وتوقف روند پيشرفت بيماري ايدز در تلاشند. صليب سرخ و هلال احمرجهت افزايش آگاهي و دانش پيرامون اثرات جهاني ايدز ومبارزه عليه آن اين ضرورت بي سابقه را مكرراً اعلام نموده اند. ارزيابي كه درسال 1980صورت گرفت نشان دادكه 000/225 نفر به ويروسHIV كه سبب بيماري ايدز مي باشد مبتلا هستند امروز اين رقم به 40ميليون نفر مي رسد. [2]
گفته مي شود كه در حال حاضر بيش از 25 ميليون نفر مبتلا به اين بيماري وجود دارد كه اين مسئله پيامهاي مخرب اجتماعي و اقتصادي فراواني دارد و اين تازه آغاز ماجرا است.
انتظار ميرود كه 3 ميليون نفر ديگر ظرف يكسال آينده در اثر ايدز جان خود را از دست بدهند و متاسفانه اين اغلب جوانان هستند كه در عنفوان جواني خود به اين ويروس مبتلا مي شوند.
صليب سرخ بين الملل و جمعيت هلال احمر، براي مبارزه با اين بيماري روبه گسترش تمام امكانات خود را به كار گرفته اند . جمعيت هلال احمر در مبارزه با بيماري ايدز بوسيله تلفيق برنامه هاي آموزشي با مراقبتهاي خانگي پيشرفت چشمگيري داشته است و بايد دانست كه تلاشهاي مردمي جوامع ملي از «فيجي» تا «مالاوي» به تنهايي نمي تواند از اين بيماري همه گير جلوگيري به عمل آورد. براي اطمينان از اينكه مي توانيم در مقابله با بزرگترين تهديد امنيت انساني و توسعه كنوني پيروز شويم مي بايستي تلاش مشترك از سوي دولتها ، جوامع مدني ، بخش خصوصي و حتي افرادي كه مبتلا به اين بيماري هستند صورت گيرد.
لرزشي مرگبار:
آفريقاي جنوب صحرا با 70 درصد آمار HIV/AIDS و 75درصد تلفات جهان بيشترين آسيب را از اين بيماري همه گير ديده است.
صندوق كودكان ملل متحد (( UNICEF )) پيش بيني نموده است كه امروزه يك پسر 15 ساله در بوتسوانا 80 درصد احتمال دارد كه در اثر ابتلا به ويروس ايدز بميرد . از علل اصلي اين انتقال مي توان به مواردي همچون ، گسترش خشونت جنسي ، كارگران مهاجر و عدم آموزش جنسي و … اشاره نمود.
در اينجا شدت فقر وبيچارگي برنامه هايي را كه هدفشان جلوگيري از گسترش و شيوع ايدز است با محدوديت روبه رو نموده وسيستمهاي مراقبت بهداشتي را از كار انداخته و بسياري از كاركردهاي مفيد اين سيستمها را از بين برده است علاوه بر تمام اين مسايل بايد فقدان اراده سياسي در بين بسياري از حكومتها و جوامع بين المللي براي حل فوري مشكل وخيم آفريقا را اضافه نمود و به نظر مي رسد اين وخامت روزبه روز شديدتر مي شود. و حتي بنابر گزارشهاي دريافتي بيماري ايدز روند توسعه را در آفريقاي جنوبي بدليل اينكه 17 درصد توليد ناخالص ملي را مي بلعد وارونه نموده است. جفري ساچ( ( JEFFRY SACHS اقتصادان مشهور و پيشين دانشگاه هاروارد كه هم اكنون مشاور كوفي عنان دبيركل سازمان ملل متحد مي باشد در اين زمينه مي گويد : «آفت و بلاي ايدز توسعه آفريقا را براي نسلهاي آينده بسيار تضعيف و دور از ذهن مي نمايد»
در حالي كه توسعه اقتصادي معضل ومشكلي است كه آفريقا با آن دست وپنجه نرم مي كند ، آنچه موجبات نگراني بسياري از مقامات دولتي و اعضاء جامعه بين المللي كمك رساني و ياري كننده انسانها (از جمله هلال احمر) را فراهم نموده است افزايش تاسف بار شمار كودكان فقير و بي پناه است كه همين فقرشان آنها را درمقابل آلوده شدن به بيماري ايدز آسيب پذير مي نمايد.
يونيسف(( UNICEF )) پيش بيني مي نمايد 34 ميليون فقير و گدائي كه امروزه در آفريقا زندگي مي كنند در اواخر دهة جاري به 42 ميليون مي رسند و نيمي از آنها مبتلا به ايدز هستند. [3]
برخي بچه هاي فقير پس از اينكه يك يا هر دو والدين آنها فوت نمودند به دليل پرجمعيت بودن خانواده و كمبودهاي اقتصادي و ناتواني در رفع نيازها در جامعه رها مي شوند. خشكسالي جاري در آفريقاي جنوب صحرا نيز در بدتر شدن وضعيت شيوع ايدز بسيار مؤثر بوده است . فدراسيون بين المللي صليب سرخ تخمين مي زند كه امسال حداقل 44/1 ميليون نفر در معرض گرسنگي قرار دارند لسوتو، مالاوي ، سوزايلند ، زامبيا و زيمبابوه به دليل خشكسالي كمبود اقتصادي و سياستهاي نادرست دولت در مقابل خطر گرسنگي و كمبود منابع غذايي آسيب پذيرترين كشورها هستند.
شيوع بيماري ايدز كه در برخي از نواحي منطقه آفريقا در ميان بزرگسالان 3/34 درصد مي رسد نيروي كار در منطقه را تحليل برده و كاشت وتوليد مواد غذايي و نيز سطح درآمدها بسيار پايين است . آلكس دي وال مشاور كميسيون اقتصادي سازمان ملل و يونيسف در امور آفريقا در اين مورد مي گويد: ما با وجه ديگري از گرسنگي و قحطي روبه رو هستيم ؛ در داخل جوامع با صدمه و تهديد ايدز مواجهيم كه در شرايط موجود هرچند قحطي موجب مرگ ومير است و لي حساسيت نسبت به آن كمتر است . علت اين مسئله آن است كه ايدز دقيقاً به قابليتهايي كه انسانها را قادر به مقابله با قحطي و گرسنگي مي نمايد آسيب مي رساند.
لرزش بعـدي:
گرچه آفريقاي جنوب صحرا ، امروزه به عنوان آسيب پذيرترين نقطه جهان در مقابل ويروس ايدز مي باشد ليكن شوراي اطلاعات ملي در آمريكا ( (NIC پيش بيني مي نمايد كه شمار افراد مبتلا به ايدز تا سال 2010 در پنج كشور ديگر (لرزش بعدي) شديداً افزايش يابد. اين افزايش از طريق انتشار بيماري در ميان پنج كشور پرجمعيت (نيجريه ، اتيوپي ، روسيه ، هند وچين) جاهايي كه شمار مبتلايان به ايدز از حدود 14 تا 23 ميليون نفر كنوني به رقمي بالغ بر50 تا 75 ميليون تا سال2010 خواهد رسيد شروع مي شود .اين گزارش (NIC )پيش بيني آمار 30 تا 35 ميليون مورد ايدز تا اواخر دهه جاري در آفريقاي مركزي و جنوبي را كم رنگ مي نمايد. ( NIC ) پيش بيني مي كند چين تا اواخر سال 2010 ،10 تا 15 ميليون فرد آلوده به اين ويروس را خواهد داشت , هند با20 تا 25 ميليون نفر مبتلا تا اواخر سال 2010 بيشترين آمار مبتلايان به ايدز در ميان كشورها را خواهد داشت . نيجريه با 10 تا15 ميليون مورد ، اتيوپي 7 تا 10 ميليون مورد و روسيه 5 تا 8 ميليون مورد در رده هاي بعدي قرار دارند.
دليل عمده و اصلي افزايش افراد مبتلا به ايدز يكي تماسهاي جنسي كنترل نشده و آزادانه و ديگري استفاده ازسرنگهاي مشترك مي باشد. چالشي كه هم اكنون فرا روي ما قرار دارد چگونگي مبارزه با اين معضل است. بايد دانست كه بدون اراده سياسي ، جلوگيري از موج روزافزون گسترش ايدز در اين كشورها تا سال 2010 غيرممكن است. صليب سرخ و هلال احمر در حال گسترش دادن حيطه برنامه هايشان جهت كمك به معتادان مي باشند برخي از جمعيتهاي ملي مراكزي را كه مساعدتهاي لازم در اين زمينه ارائه مي دهند راه اندازي نموده اند كه كمكهايي از قبيل مشاوره، تشخيص رايگان بيماري ايدز ، حمايت از گروههاي آسيب پذيرو در معرض بيماري و…
اين برنامه ها نهايتاً به كاهش آسيب اجتماعي ناشي از بيماري ايدز منجر مي شود و ازجمله اهداف آن كمك به جلوگيري از انتشار HIV از طريق كنترل افراد معتاد مي باشد. همانطوريكه سينيسا مدير بهداشت صليب سرخ كرواسي مي گويد شما نمي توانيد HIV ازبرنامه مواد مخدر جدا كنيد. ما مي بايد يك برنامه ايمن سازي را توام با سلامت جنسي را پيگيري نموده و به اهداف از پيش تعيين شده خود برسيم.
چنانچه بخواهيم ايدز را ريشه كن كنيم نه تنها بايد با خود بيماري مقابله كنيم بلكه با فقر بي بند وباري ، بدنامي و خشونت نيز بايد مقابله نماييم . هر چند در حال حاضر اين مبارزه در جريان است ليكن نوعي اراده سياسي مصمم تر و نيز بكارگيري منابع بيشتر را مي طلبد.
تاثير مخرب شخصيتي:
بسياري از افراد مبتلا به ايدز از بدنامي و تبعيضي كه آنها پس از ابتلا به اين بيماري دچار آن مي شوند گريزان مي باشند. در حالي كه بسياري از افرادي كه مبتلا به ويروس ايدز هستند در حاشيه اجتماع زندگي مي نمايند و حالت منزوي دارند ، بدبختي و سرنوشت وروش زندگي پست و ذلت بار تلقي مي گردد.
احتمال اينكه معتادان به مواد مخدر ، خلافكاران جنسي وهمجنس بازان اين ويروس را در ميان اجتماع خود منتشر نمايند بسيار فراوان است.
افراد آلوده به ويروس HIV به دليل ترس از اينكه مورد تهمت و افترا قرار گيرند و يا اينكه اجتماع ظرفيت پذيرش آنها را نداشته باشد و خود به خود منزوي گردند ، آلودگي و بيماري خود را بروز نمي دهند . از اين جهت اين بيماري مسري شديداً و قوياً خود را منتشر نموده و بزودي به يكي از مشكلات براي افراد آن اجتماع تبديل مي شوند. خصوصاً زماني كه اين بدنامي و تبعيض ناشي از بيماري بطور نامرئي و مخفيانه باشد تاثيرات آن مي تواند ويران كننده و مخرب تر باشد. مي تواند در برخي موارد اين مسئله باعث ايجاد سرماخوردگي و ياس و نااميدي شديد افراد مبتلا به HIV گردد و بدين خاطرافراد ديگر نيز از آزمايش HIV و تعيين آلودگي و يا عدم آلودگي به اين ويروس خودداري مي نمايند اين مسئله باعث مي شود كه بسياري از افراد اجتماع در معرض آلودگي به اين ويروس قرار گيرند.
محكوميت جهاني تبعيض و بدنامـي :
بيانيه كميته سازمان ملل متحد در خصوص HIV ، اولويت معضل بدنامي و تبعيض را يادآور شده است و شيوه ها و راهكارهايي را مورد توجه قرار داده است كه به شرايط صريح و آشكار اين بيماري مسري اشاره دارد : مبارزه با بدنامي ناشي از ايدز ، مبارزه با سكوت وانكار ، ابعاد جنسي و سني شيوع بيماري و رفع تبعيض و به حاشيه رانده شدن و منزوي گرديدن مبتلايان به ايدز.
اين كميته همگان را به مبارزه جهاني عليه ايدز و بدنامي از آن دعوت مي نمايد وشعار آن در جهت مبارزه با بدنامي عبارتست از: زندگي ميكنيد وبه ديگران اجازه زندگي كردن بدهيد. مشكل اينجاست كه در حالي كه رهبران مدني و سياسي احساس نياز بيشتر براي مبارزه با بدنامي ناشي از اين بيماري را تاييد مي نمايد بسياري از افراد از اينكه اين شيوه به طور مؤثر اجرا گردد و نيز از اجرا كردن آن خودداري مي نمايند كه نتيجه اين بي توجهي ها افزايش آمار جهان مبتلايان به اين بيماري است.
كساني كه در جهت ايجاد تغيير و خروج از انزوا شديداً تلاش و كوشش مي نمايند خود افراد مبتلا به بيماري ايدز مي باشند واين تلاش آنها با شيوه هاي متفاوتي صورت مي گيرد . ازجمله بوسيله سازماندهي گروههاي پشتيبان وحامي آنها قادرند منزوي بودن خود در جامعه و نيز مسائل و مشكلاتي كه با آن روبه رو مي شوند را از بين ببرند و بايد گفت نهايتاً بوسيله عضويت در اين گروهها بيماران مبتلا به HIV حداقل مأمني براي تسكين آلام خود مي يابند.
پراكندگي آلودگي به ويروس HIV و بيماري ايدز درجهان :
پيدايش آلودگي به ويروس HIV و يا سندرم ايدزو پخش آن در كشورهاي گوناگون جهان از آغاز پيدايش آن تاكنون ، بوسيله كارشناسان سازمان بهداشت جهاني WHO و سازمان ملل درباره آلودگي به ويروس HIV و سندرم ايدز و كمكهاي سازمانهاي كشورهاي آلوده به آن تحت بررسي بوده است و نتايج آن هرساله به كنفرانسهايي به نام (روز ايدز) كه درباره آلودگي به ويروس HIV و سندرم ايدز در ماه دسامبر هر سال برپا مي شود گزارش داده شده است.
شمار آلوده شدگان به ويروس H.IV و مردم مبتلا به ايدز از آغاز شيوع آن در آمريكا ، از سال 1981 تا پايان سال 1999 ميلادي ، در كشورهاي آلوده به اين ويروس ، درسراسر جهان ، برابر 50 ميليون نفر برآورد شده است ، كه از آنها 33ميليون نفر تا پايان سال 1999 هنوز زنده بوده اند و بيش از 16 ميليون نفر از آنها مرده اند . در پايان دسامبر سال 1999ميلادي،درست در آستانه سال 2000 ، برآورد شده است كه 6/33 ميليون نفر از زن وبچه و مرد در سراسر گيتي ، آلوده به ويروس HIV و يا دچار سندرم ايدز بوده اند كه 6/5 ميليون نفر از آنها تنها در سال 1999 بتازگي آلوده به ويروس HIV شده بوده اند. 55 درصد بزرگسالان آلوده به ويروس زن و 45 درصد آنها مرد بوده اند.
|
آمار آلوده شدگان به ويروس HIV از سال 1980تا 1999 در جهان |
مرد |
زن |
بچه |
|
شمار آلوده شدگان به H IV يا ايدز كه در پايان سال 1999 زنده بوده اند=6/33ميليون نفر |
6/17 |
8/14 |
2/1 |
|
شمار مرگ و مير ها تا پايان سال 1999 =3/16 ميليون نفر |
5/6 |
2/6 |
6/3 |
|
شمار آلوده شدگان به H IV و يا دچار سندرم ايدز تا پايان سال1999=50ميليون نفر |
| ||
عباس حضرتي ,همان ، ص193
شمار مرگ وميرناشي از آلودگي به ويروس HIV و يا سندرم ايدز ، از آغاز پيدايش بيماري تا آغاز سال 2000 برابر3/16 ميليون نفر برآورد شده است كه 6/2 ميليون در سال 1999بوده است.
آمار پراكندگي آلودگي به ويروس HIV در بخش هاي گوناگون جهان نشان مي دهد كه هم اكنون نزديك به 95 درصد مردمي كه آلوده به ويروس H.IV هستند در كشورهاي فقير در حال پيشرفت آفريقايي ، آسيايي و آمريكاي جنوبي زندگي مي كند و بدبختانه اميد آن نيست كه اين نسبت با توجه به فقر و تهيدستي و نارسائي سيستم بهداشت و ناتواني هائي كه در پيشگيري و تيمار از بيماران كه در اين كشورها ديده مي شود به اين زودي ها كاهش يابد.
آمار كودكان كمتر از 14 سال كه از آغاز پيدايش آلودگي به HIV و ابتلا به بيماري ايدز از اين آلودگي ها مرده اند ، نزديك به 6/3 ميليون نفر و شمار آنهايي را كه در پايان سال 1999زنده بوده اند 2/1 ميليون كودك برآورد كرده اند .4
در سال 1999 نزديك به 000/570 نفر بچه كمتر از 15 سال به ويروس HIV آلوده شده اند. 90درصد اين بچه ها آلودگي خود را از مادران خود (هنگام تولد و يا دوران شيرخواري از مادر به دست آورده اند) و تقريباً 90 درصد آنها در آفريقاي زير صحرا بدنيا آمده اند.
4-عباس حضرتي ,همان صفحه 194
اندازه ونسبت پراكندگي و پخش امروزي آلودگي به ويروس HIV و سندرم ايدز در سراسر جهان چنان است كه مي توان پذيرفت ، در بيشتر بخش هاي آلوده ، آلودگي از سه راه عمده و بزرگ (راه آميزش جنسي) ، راه انتقال ويروس از مادر آلوده به بچه و راه تزريق درون سياهرگي مواد آلوده به ويروس HIV در ميان معتادان به مواد مخدر درميان توده مردم پراكنده شده است وبه نظر مي آيد كه ديگرراههاي انتقال ويروس مانند راه انتقال خون و راه كاربرد فرآورده هاي خون بويژه در ميان مردم دچار هموفيلي ويا از را ه پيوند اندام به علت پيروزي در گرد آوري خون وفرآورده هاي خوني بدون آلودگي به ويروسHIV ونيز كاربرد اندام مورد نياز پيوند اندام برداشته شده ازمردم
سالم و نيالوده به ويروس HIV بزرگي در انتقال و پخش آلودگي هاي امروزي نداشته است.
پراكندگي و پخش آلودگي به ويروس HIV در بخش هايي از سراسر گيتي در پايان سال 1999ميلادي | |||
|
| |||
|
سرزمين |
بزرگسالان و بچه هايي كه آلوده به HIV شده اند |
بزرگسالان و بچه هايي كه به تازگي آلوده به H IV شده اند |
نسبت زنان آلوده به بزرگسالان آلوده |
|
آفريقاي زير صحرا |
000/300/23 |
000/800/3 |
55 درصد |
|
آفريقاي شمالي و خاورميانه |
000/200 |
000/19 |
20درصد |
|
آسياي جنوبي و آسياي جنوب شرقي |
000/000/6 |
000/300/1 |
30درصد |
|
آسياي شرقي و پالسفيك |
000/530 |
000/120 |
15 درصد |
|
آمريكاي لاتين |
000/300/1 |
000/150 |
20درصد |
|
كارائيب |
000/36 |
000/57 |
35 درصد |
|
اروپاي شرقي و آسياي مركزي |
000/360 |
000/95 |
20درصد |
|
اروپاي غربي |
000/520 |
000/30 |
20درصد |
|
آمريكاي شمالي |
000/920 |
000/44 |
20درصد |
|
استراليا |
000/12 |
500 |
10درصد |
|
جمع |
000/600/33 |
000/600/5 |
10درصد |
منبع: عباس حضرتي ، همان ,ص200
درمان آلودگي به ويروس HIV و بيماري ايدز :
درمان داروئي بيماريهاي ويروسي از درمان بيماريهايي كه در اثر آلودگي به باكتريهاي تك ياخته اي و برخي از قارچها رخ مي دهد ، دشوارتر است. با همه اينها در سال گذشته با پيشرفت هايي كه در طرح و ساخت برخي از فرآورده هاي شيميايي سودمند و كمك مواد بيولوژيكي مانند انترفرون ها و گلوبولين ها كه در دنبال آلودگي به ويروس در ياخته هاي آلوده شدگان ساخته مي شود حاصل شده پيروزيهايي نيز در درمان برخي از بيماريهاي ويروسي بدست آمده است. دشواري بزرگ در كاربرد داروهاي ضد ويروسي در آن است كه اين داروها كه با مداخله در مكانيسم هاي درون از ياخته هاي آلوده از رشد و همانند سازي ويروسها جلوگيري مي نمايند توانايي آنرا نيز دارند كه از همين راه در مكانيسم معمولي ياخته هاي ميزبان آنها نيز دگرگوني هايي پديد آورند.
اثر زيان آور اين دسته از داروهاي ضد ويروسي در ياخته هاي آلوده به ويروس به صورت آثار جانبي ناخواسته داروها در بيمار پديد مي آيد كه خود ممكن است ناگوارتر از آلودگي به ويروس باشد . هنوز هم درمان بسياري از بيماريهاي ويروسي بيشتر وابسته به كوشش در سبك كردن وآرام نمودن علائم بيماري وجلوگيري از دخالت ميكروبها با كاربرد آنتي بيوتيكها و داروهاي غير قارچي وفرصت دادن به دستگاههاي دفاعي و ايمني بدن بيمار است كه از رشد دهي وهمانند سازي ويروس جلوگيري كند تا بيماري ويروس دوره خود را كامل نمايد و بيمار بهبود يابد.
از سال 1983 كه نشان داده شد بيماري ايدز (بيماري كمبود و نارسايي سيستم ايمني در انسان)در دنبال آلودگي به ويروس (HIV) پديد مي آيد فرآورده هاي شيميايي بيولوژيكي و داروهاي ضد ويروسي بسياري در درمان آلودگي به ويروس HIV و بيماري ايدز و پيشگيري از آنها بكار برده شده است اين داروها و فرآورده هاي شيميايي و بيولوژيكي را مي توان در دودسته بزرگ رده بندي كرد:
دسته اول: آنهايي هستند كه به اميد از بين بردن ويروس HIV و يا دست كم كند كردن دوره رشد و همانند سازي اين ويروس در بيماران آلوده به آن بكار برده شده اند و در نتيجه تاخير پيدايش نارسايي هاي دستگاه ايمني و انتقال آلودگي از آلودگي پنهاني يا بي نشانه به پيدايش «سندرم ايدز»در مردم آلوده به ويروس را سبب مي شود.
دسته دوم: داروهايي هستند كه براي درمان بيماريهاي فرصت شناس و آلودگي هاي ويروسي وميكروبي و يا سرطان هايي كه از پديده هاي دوره پاياني رشد و همانند سازي ويروس HIV در آلوده شدگان و پيدايش نارسايي و كمبود سيستم ايمني بدن آنها است ، مورد استفاده قرار مي گيرند.
نمونه دائمي از اين كوشش ها و نتيجه كاربرد اين فرآورده ها در درمان و پيش گيري آلودگي به ويروس HIV در زير آمده است:
1-انتر فرون.
2-ايمونوگلوبولين ها ، پادتن ها.
3-مواد شيميايي تقويت كنندة سيستم ايمني در درمان آلودگي به ويرو س HIV و بيماري ايدز .
4-بهبود دستگاه ايمني از راه جانشين كردن لنفوسيتهاي ايمن .
5-داروهاي ضد ويروس از قبيل آمانتادين ، آسيكلو وير ، ريباويرين ، آيدوكسوريدين.
فهرست منابع و مآخـذ
1ـ عباس حضرتي ، انسان ، ايدز ، زندگي ، نشر مؤسسه خيرية آموزشي فرهنگي شهيد مهدوي ، چاپ اوّل ، تهران ، 1382
2- Fact Sheet Women And HIV/AIDS No.242 Jxne 2000
3- Where Did HIV Come From ? , National Center For HIV , November 30 , 1998
4- What is HIV National Center For HIV , Febrxary 27 , 2002
5- http://www. cdc . gov/nchstp / od / nchstp . html
6- http://www.cdc .gov/hiv
7- The magazine of the red cross and red crescent movement/issue 2003/p . 5
8- Red Cross And Red Crescent Magazine , p.6
9- http://www.Cdcnpin.org
[1] - عباس حضرتي ، انسان ، ايدز ، زندگي ، نشر مؤسسة خيرية آموزشي فرهنگي شهيد مهدوي ، چاپ اوّل , تهران 1382 , صص16-15
2-The magazine of the Red cross and red crescent movement /issue 2003/p.5
3-Red cross and red crescent magazine/p6
